سوره يس آيه ١٣ تا ٣٠ يا محمد زمانيکه ما به اهل آن قريه ( کدام قريه) دو نفر پيامبر فرستاديم هر دو را تکذيب کردند ، ما به فرستادن پيامبر سوم  بآن دو قوت داديم هر سه جمع شده به جماعت گفتند ما فرستادگان خدائيم سخنان ما را قبول کنيد . ميبينيد که در يک زمان پيامبران پشت سر هم نازل ميشدند و گاهى سه تائى با هم ظهور ميکردند و براى قريه اى کوچک و راجع به مطلبى ناچيز آيه هاى متعدد نازل ميشد ، چگونه است که طى گذشت بيش از ١۴ قرن نه مردم خطا کارى و نه مطلب واجبى وجود دارد که خداوند لازم بداند پيامبرى بفرستد و مردم را راهنمائى کند يا بقول خودش بترساند. آيا همه چيز طى اين مدت بر وفق مراد بوده است ؟ نه کافرى و جود داشته نه ظالمى نه چنگيزى نه هيتلرى نه پينوشه اى ونه خونخوارى مثل خمينى که مستحق نزول آيه و راهنمائى باشد!! اماميبينيم بر عکس دنيا پر است از فسق و فجور ، پر است از ظلم و بيدادگرى ، پر است از جنايت و دزدى ، خرابکارى و کشتار مردم بى گناه بخصوص در جهان اسلام . پس چرا خداوند دست روى دست گذاشته و علاقه اى به راهنمائى بشر نشان نميدهد ؟ و ديگر نه از پيامبرى خبرى است ونه از آيه اى ،امکان دارد حضرت عبدالبها فرستادهٴخداوند باشد ، اما درست نيست زيرا او خود را اما م دوازدهم معرفى کرده است نه پيامبر، شايد خداوند به خواب رفته است ، يا شايد اينهم از اسرار پروردگار است ! يا اينکه مشيت اوست ! و يا بما چه مربوط است که در کار خدا دخالت کنيم ! تمام اينها جوابهائى است که سر سپردگان در مواقع تنگنا ميدهند و خود را خلاص ميکنند ولى لازم است که بدانند اين نيرنگها ديگر موءثر نخواهد بود و مردم در جستجوى حقيقت هستند . نظريهٴ ديگرى که دراين مورد وجود دارد همانا پيامبرى در اواخر قرن سيزدهم قمرى بنام خمينى ظهور کرده است منتها اوضاع و احوال اجتماعى مانند زمان پيامبران پيشين نبوده که او بتواند خودش را پيامبر بخواند ويا آن زرنگى محمد را نداشته که اين کار را بکند لذا به همان درجهٴ امامت اکتفا ميکند.

  فلسفهٴمحمد در بارهٴ توبه:  توبه هم يکى از اصول اختراعى محمد است که در قرآن کم و بيش از آن استفاده شده است . اين اصل راه گريزى است فرا راه کليهٴپليديها ئى که از انسان سر ميزند و براحتى ميتوان ادعا کرد که تمام تلاشهاى مربوط بانجام اعمال نيک و اصل ابداعى جهنم و عذاب و شکنجه و قيامت و…..را نقش بر آب نموده است . در سوره نور آيه ٣ و نساء آيه ١۵ کليهٴ جرائم زنا و لواط را تعيين کرده ودر سوره مائده آيه ٣۶ و ٣٧ راهزنى و قتل نفس را ، اما در تمام اين موارد اگر متهم توبه کند مجازات بر او جايز نيست و هيچکس اختيار اذيت او را ندارد ، همچنين است دادن کفاره و خون بها و رها شدن ازمجازاتها و برخى قيد و بندها. سوره توبه آيه ١١٨ در اين آيات خداوند راجع به توبه کردن سه نفر کعب ابن مالک ، مرارة ابنربيع و هلال ابن اميد صحبت ميکند و توبهٴ آنان را ميبخشد . سوره تحريم آيه ٣ خداوند تعالى داد ن کفاره و خروج از قسم را براى شما واجب نموده است. سوره بقره آيه ١٧٨ اما اگر شخص آزاد غلامى را بقتل برساند او را نميتوان قصاص نمود بلکه بايد از او خونبها گرفت سوره موءمن آيه ۴ خداوند تعالى توبهٴ را قبول کرده بخشندهٴ گناهان است سوره زمر آيه ۵٠ براى هر نوع معصيت راه توبه باز است ، خداوند تعالى توبه کنندگان را ميبخشد . سوره تحريم آيه ۵ اى دو زن در بارهٴ اذيتى که به رسول خدا داديد توبه کرده بطرف خداوند تعالى برگرديد، توبه کردن بر شما لازم و واجب است.

 

 

Advertisements