حملهٴ اعراب وحشى بايران و دشمنى محمد با ايرانيان:   از مرور آيات براحتى ميتوان دريافت که محمد با ايرانيان چندان دل خوشى ندارد چنانکه بارها اظهار داشته ، آنها آتش پرستند وبايد نابود شوند . او قبل از مرگش سفارش حمله به ايران را بنزديکانش کرد واين توصيه او در زمان خلافت عمر بوقوع پيوست البته جنايات اعراب در حمله به ايران در تاريخ ثبت است و در اينجا جاى تکرار ندارد. از مطالعه تاريخ ايران ميتوان دريافت که دشمنى محمد با ايرانيان به چه دليل بوده است . ضمن جنگهاى ايران و روم در سدهٴ ششم ميلادى قبايل عرب تحت الحمايهٴ روم و ايران نقش مهمى را ايفا ميکردند ، لخميدها درغرب رود فرات که مکه و مدينه جزء اين ناحيه بودند به سود روم وارد عمل ميشدند ، اما خسرو پرويز که از افزايش  قدرت لخميدها در هراس  بود  بسال ۶٠٢ ميلادى         (٣٢ سالگى محمد) دود مان آنها را از بين برد و اين خود انگيزهٴ دشمنى و کينهٴ محمد و هجوم بزرگ اعراب بايران را فراهم ساخت . اين هجوم ابتدا در سال ۶٣٣ از تيسفون شروع و بالاخره در سال ۶۵١ ميلادى آخرين قسمت ايران يعنى خراسان بتصرف اعراب در آمد . با اينحال قسمتهاى شمالى البرز و سواحل خزر تا قرن دوم و سوم هجرى هنوز از دستبرد اعراب مصون مانده بود و از آ ن زمان تا کنون ايران زير سلطهٴ افکار نا بخردانهٴ اعراب بسر ميبرد . اين شکست بزرگ ايرا نيان در زمانى بود که بد بختانه دودمان ساسانيان دوران زوال خود را طى ميکرد و داراى بزرگترين ثرو ت دنيا در حدود ١۶٠٠ ميليون درهم طلا بود. خسرو پرويز در اثر توطئه اى کشته شدو شيرويه پسرش به تخت نشست ، او تمام پسران خاندان ساسانى را از ترس رسيدن بقدرت بقتل رساند و پس از شش ماه خودش مرد . درتيسفون پايتخت ساسانيان طى چهارسال ده پادشاه يکديگر را کشتند وسر انجام يزدگرد سوم فرزند خرد سال رستم نوهٴ خسرو پرويز در اين فضاى نابسامان با اعراب وحشى روبرو گرديد. در سراسر تاريخ ، ايران بارها با هجوم بيگانگان روبرو بوده ولى هيچکدام باندازهٴ هجوم اعراب بايران لطمه نزده است چه مادى و چه معنوى که حتى پس از گذشت قرنها هنوز کمر راست نکرده است . باميد روزى که فرزندان پاک نژاد ايرانى بخود آيند و ايران عزيز را از اشغال اعراب خارج کرده و ميراث ننگينشان يعنى اسلام را به خودشان بسپارند.   زمانى که قوم فارس با روميان در حال جنگ بود و اين نبرد ها سالها ادامه داشت در يکى از اين جنگها که ايرانيان روميان را شکست دادند محمد از شنيدن اين خبر نهايت غمگين و ناراحت گرديد بحدى که نتوانست نارا حتى خود را پنهان کند لذا اين ناراحتى درونى رادر قالب آياتى ابراز نمود . سوره روم آيه ٣ جماعت روم با فارس جنگ نمودند ، اگر چه روميها مغلوب گشتند لکن آنها دو باره جنگ کرده و اين بار فارسيان مغلوب ميشوند .   سوره روم آيه ۵      وعده قالب شدن روميان به فارس بحق است . نصربن الحرث از جماعت قريش بطرف عجم مسافرت نمود و تاريخ فارسيان را از بر کرده و به جماعت قريش فخر ميفروخت و ميگفت اگر شما داستان عاد و ثمود را نقل ميکنيد منهم داستان رستم و اسفنديار را نقل ميکنم . محمد از اين امر بسيار نارا حت گرديد و آيه زير را اختراع نمود . سوره لقمان آ يه ۶ بعضى از مردمان هستند بدون علم و بصيرت سخنان باطل و بيهوده را اختيار نموده و عوض قرآن قرار ميدهند ، براى اين قبيل اشخاص در آخرت عذاب ذليل و خوار کننده آماده است . عجيب است که محمد داستانهاى رسوائى سليمان و داود و لوط را سخنانى جالب و داستان رستم و اسفنديار را لغو و باطل ميخواند. درضديت محمد با ايرانيان تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل .

 

Advertisements