گويندهٴ آيات قرآنى کيست ؟   خداوندى که بقول خود با محمد در رابطه است ودستورات وآياتش را بايد به محمد ابلاغ نمايد اما بيبينيم خطاب او به کيست و او مستقيما” با چه کسانى صحبت ميکند و واسطهٴ خود ، محمد را کنار ميگذارد ، ودر بعضى آيات محمد خدا را کنار ميزند و از او بعنوان سوم شخص نام ميبرد ، و اصولا” وضعيت بعضى از آياترا از نظر فاعل و مفعول اجمالا” مرور ميکنيم .   سوره ليل آيه ١۵     من شما نوع بشر را………تحريم آيه ۵و۶  اى دو زن اگر در بارهٴ……….احزاب آيه ٣٣ و ٣۴   اى زنان پيغمبر اگر در منازل خود……..حجر آيه ٩٠     اى جماعت قريش از عذاب ما بترسيد………اعراف آيه ٢۴    خداوند تعالى فرمود اى شيطان ……..ابراهيم آيه ٣۶ پروردگار مرا و اولاد مرا……….بقره آيه ٢۵٢   جز او معبودى نيست . همچنين با توجه به سوره هاى اخلاص ،آيت الکرسى و فاتحه کاملا” مشخص است که گويندهٴ جملات محمد است . و خداوند بصورت سوم شخص ظاهر گرديده است .زيرا جملات تماما” مبنى بر ستايش خداوند است و اظهار بندگى و عبوديت بدرگاه خداوند و تمناى هدايت و عنايت ميباشد. بايد دانست که خداوند بخود نميگويد از تو تمناى هدايت و عنايت دارم و معقول و منطقى نيست که خداوند بخود بگويد مرا براه راست هدايت کن ،اهدنا سراط المستقيم . سراسر سورهٴ فاتحه حمدو ستايش ونياز بدرگاه خداوند است پس کلمات از او نميتواند باشد و اززبان محمد است . و بار ديگر نتجه ميگيريم که قرآن همان نقش بستن افکار مختلف در ذهن محمد است و نسبت دادن آن به کسى بنام خدا دروغ محض است . سوره اخلاص اولادى براى او متصور نيست . آيا خداوند به خود او ميگويد؟ سوره بقره آيه ٣٨   اى جماعت يهود آيا اراده ميکنيد..خداوند خود مستقيما” و بدون واسطه با يهوديان سخن ميگويد. سوره انبيا آ يه ٢۴   هيچکس از خدا باز خواست نميکند و اوست که از مخلوق بازخواست ميکند . سوره انبياء آيه ٣١   باران در اختيار ماست ، حيات حيوان و غير حيوان و هر چيز در اختيار ما است .

  طريقهٴ تکلم و تماس خداوند با پيامبران :   سوره نساء آيه ١۶۴    از ميان پيامبران فقط موسى با خداوند تکلم نمود. سوره شورى آيه ۵     براى هيچک از افراد بشر يارائى و امکان نيست که خداوند با او سخن گويد مگر اينکه سخن به يکى از سه وجه زير . ( چه کسى بجاى خداوند صحبت ميکند؟)   اول ،  بصورت وحى و آن خود بر دو قسم است يا خداوند چيزى را به قلب شخص مى اندازد و يا بسبب خواب ميسر است . چقدر الکى ، چقدر آبکى ، چقدر بى پايه و اساس . تمام آدمهاى شياد با مستمسک بر اين پايه تماس خود را با خداوند مدعى هستند و هر از گاه ميبينيم و يا ميشنويم کسى از خواب بيدار ميشود و ادعا ميکند ديشب با خدا در تماس بوده است ، او بمن گفت چنين و چنان کن و من ماٴمور خداوندم ، محمد يکى از اين شيادان بوده است . و چه بيشرم اين رياکارى را بيست و سه سال ادامه داده است . از مرور آيات براحتى ميتوان دريافت که نزول آنها همه در خواب و يا از نوع قلبى آن بوده است اما چون او تمام شبهايش را در عشقبازى با زنان ،وکنيزان مشغول بوده و روزهايش به تجارت و خريد و فروش بردگان و راهزنى کاروانان و جنگ و جدال سپرى ميکرده بنابر اين تنها راه نزول آيات انداختن آن به قلب محمد بوده است . ميدانيد به محمد چه بايد گفت ؟ بايد گفت خر خودتى .     دوم ،    از پشت پرده تکلم ميکند ، يعنى شخص مخاطب صداى خداوند را ميشنود ولى او را نميبيند . سوم ،        خدا از طرف خود ملائکه ميفرستد و ملائکه پيام خدا را به شخص مخاطب ميرساند.

 

 

Advertisements