محمد و نامداران غير مسلمان زمان:   لقمان يکى ازحکما و دانشمندان بود که نزد فيثاغورث کسب علم نمود و فضل وکمال او زبانزد خاص و عام بوده است . اسکندر ذوالقرنين يکى از پادشاهان کشور گشا در مقدونيه بود و فتوحات او بين مردم شهرت داشت ، از اينجهت مردم ازاين دو زياد تعريف و تمجيد ميکردند و از محمد سوءالات فراوانى در باره آنها ميکردند . و لذا محمد آنها را نمايندهٴ خداوند ميشمارد و با آنها به گفتگو ميپردازد. سوره لقمان آيه ١١ تا ١٨ حقيقتا” ما براى لقمان حکمت عطا کرديم و باو امر کرديم اى لقمان براى اعطاى اين حکمت از خداى تعالى شاکر باش .سوره کهف آيه ٨١ تا ٩٧ در حقيقت ما به اسکندر قدرت و قوت داديم ، هر چيز را در دنيا براى او سهل و آسان ساختيم . سوره کهف آيه ٨۴ يا محمد ما خطاب به ذوالقرنين کرده گفتيم بسبب بت پرستى اين جماعت بتو اختيار ميدهيم تا به اينها عذاب و اذيت کنى و يا اينکه آنها را بطرف حق دعوت کنى بلکه داخل ايمان شوند.

انتخاب خانهٴ کعبه براى خداوند.

سوره مائده آيه ١٠٠ خداوند تعالى خانهٴ محترم کعبه را براى اصلاح امور دنيوى و اخروى مردم تعيين نمود تا مردم از هر طرف آنجا جمع شده امور دنيا و آخرت خود را اصلاح کنند . بطوريکه از آيه پيداست يکى از اهداف گرد هم آئى مسلمانان در مکه حل و فصل امور دنيوى است ، امور دنيوى شامل همه چيز ميشود منجمله امور سياسى که ميتواند له يا عليه سياست بازان نابکار نيز باشد بستگى دارد به اينکه چه ديکتاتورى قدرت وطرفداران بيشترى به صحنه بفرستد پس اگر سلطان عربستان از تظاهرات جمهورى اسلامى در مکه جلوگيرى ميکند خلاف قانون الهى است . بارى ، زيارت کعبه را به چه چيز ميتوان تشبيه کرد ؟ مگر غير از اينست که آدمها به يک مشت سنگ و گل و خاک سجده کرده و از او طلب نياز ميکنند ، مگر با بتها غير از اين ميکردند ؟ او که در آيه هاى مختلف گفته است که خدا را نميتوان به چيزى تشبيه کرد ، او نه خانه دارد نه مکانى او را در همه جا ميتوان يافت از جمله در اطاق خواب و يا توالت که شاهد وناظر اعمال شما در آنجا باشد . و گذشته از آن بت پرستى را هم منع کرده ، پس اين چه صيغه ايست ودر پس اين پرده چه ماجرائى نهفته است ؟ محمد در سوره حج آيه ٧٣ مي گويد اگر مگسى از بتها چيزى بربايد در آنها قدرت و توانائى نيست که آن چيز را پس بگيرند ،پس بتها از مگسها ناتوان ترند، همين ادعا را ميتوان در مورد خدا ذکر کرد ، آيا خداوند قادر و توانا ميتواند آن چيز را از مگس پس بگيرد ؟ حتما” خواهند گفت خدا مگس را نابود ميکند ، اگرسوءال شود چگونه؟جوابش را نميدانند ، مگر مگس زمانى که اين معامله را با بتها ميکرد نابود نميشد؟ بنا بر اين در مورد نابودى مگس تفاوتى وجود ندارد و در پس گرفتن آن چيز از مگس نيز تفاوتى بين فلسفهٴ خدا و بت وجود ندارد اين مثال را ميتوان تعميم داد و در مورد انسانها نيز ذکر کرد . و در اينجا هم دليل منطقى وجود ندارد که بگوئيم خدا باعث مرگ انسان ميشود يا بتها و يا کسى د يگر . بنا بر اين مسئلهٴ فوق الذکر در جوامع باين ترتيب حل ميشود که تعداد و قدرت طرفداران هر مسلک بيشتر باشد حق به طرف او متمايل ميشود و بقيه محکوم به فنايند. عده اى از محمد ايراد ميگرفتند که چرا ابتدا رو به بيت المقدس نماز ميخواندى و حالا رو به مکه ؟ و محمد در جواب چنين ميگويد. سوره بقره آيه ١۴٣ مشرق و مغرب هر دو ملک خدايند و هر طور که بخواهد در ملک خود تصرف ميکند گاه کعبه را قبله قرار ميدهد گاه بيت المقدس را ، از روى حکمتى که شما بآن عالم نيستيد ، در کعبه و بيت المقدس هيچ خصوصيتى نيست زيرا هر کدام از سنگ و خاک بوده و هيچيک براى خدا مکان نيست و کسى نميتواند به خداوند تعالى اعتراض نمايد.

 

Advertisements