شيطان گفت اى پروردگارمن حالا که مرا از رحمت خود کنارساختى تا روز قيامت بمن مهلت داده عمر عطا فرماى . خداوند تعالى به شيطان جواب داده گفت تا روز رستاخيز مهلت خواهى يافت ، تا آنروز بتو مهلت داد شد ، براى تو فنا نخواهد بود. شيطان گفت حالا که مهلت يافتم ، به عزت و جلال قسم خلق را تمام گمراه کرده و از راه تو کنار خواهم ساخت .  اکنون اين داستان ساختگى و دور از ذهن را بررسى ميکنيم . اول اينکه ، در پيش گفته شد محمد قبل از چهل سالگى بسبب وجود دستياران زيرکش با اديان مختلف آشنائى کامل را بدست آورده بود. در کتاب زرتشت عقيده بر اينست که عالم داراى دو پروردگار است ، يکى خداى خوبيها بنام اهورامزدا و خداى زشتيها بنام اهريمن ، لذا با اين تقسيم بندى خيال خودش را راحت کرده و جاى هيچ سوالى را باقى نميگذارد زيرا هر عمل خوبى را مربوط به اهورامزدا و هر عمل پليدى را به اهريمن نسبت ميدهند و اين دو هيچگونه تجانسى با يکديگر ندارند و هيچکدام نيز از قدرت غلبه بر ديگرى برخوردار نيست ، البته اين فرضيه با درک انسانها بهتر ميتواند همآهنگى داشته باشد، و کمتر ايجاد شک و ترديد ميکند. اما محمد ميخواسته تقريبا”چنين سفسطه اى را پياده کند ، او اين دو را با هم تلفيق کرده و داستان را ناشيانه بعمل آورده است زيرا جاى هزاران سوال را باز و بدون جواب گذاشته است . شيطان که رل اهريمن را بازى ميکند کسى است که در دستگاه پروردگار پرورش يافته و ساختهٴ دست اوست ، وحالا شيطان که يکى از فرشتگان مطيع بوده چرا يکباره دست به عصيان بر ميدارد و با خالقش مخالفت ميورزد و از بين آنهمه فرشتگان مقرب درگاه فقط اين يکى متمرد ميشود کس نميداند . اما طبق سفسطهٴ محمد قدرت خداوند بر قدرت شيطان غلبه دارد لذا بندگانش اين انتظار را دارند که او با قدرت بيکران خود شيطان عاصى را نابود ويا تحت کنترل درآورد و در مواقع خيلى بحرانى مثل حمله چگيز وکشتار هيتلر ، ونيرنگ خمينى بکمک بشر بشتابد و جلو اين آدمها را که به دستور شيطان جنايت ميکنند بگيرد. اما خداوند نه تنها او را باز نميدارد بلکه با شيطان تبانى ميکند و با او بتوافق ميرسد که دائما” بشر را در عذاب نگهدارد!!

  نکته دوم اينکه در گيرى بين شيطان و خد اوند بحدى دور از ذهن است که با هيچ معيار انسانى جور در نميآيد و مانند ساير مطالب محمد اين نيز رسوا کننده است .   بنظر ميرسد که خداوند بر شيطان تسلط کامل داشته ، بر او خشم ميکند، او را لعنت ميفرستد سپس شيطان تقاضاى عفو و بخشش مينمايد ، خواننده در اينجا فکر ميکند که شيطان از تمردش بر خداوند پشيمان شده و تصميم دارد توبه کند اما اينطور نميشود و معلوم نيست اين درخواست عفو و بخشش براى چيست ،وباز بنظر ميرسد شيطان بخاطر نافرمانى به عذابى اليم دچار خواهد شد اما خداوند بر شيطان رحمت مينمايد و تا قيامت عمر باو عطاميفرمايد .بعد از اين ماجرا طبيعتا” شيطان بايد شرمنده شده و از خداوند تشکر و سپاس نمايد اما اينطور نميشود ، او تمردش را بيشتر ميکند و تصميم ميگيرد تا قيامت بشر را گمراه کند . بارى چه بسا جر و بحث بين خدا وشيطان در ميگيرد شيطان مردم را به کارهاى زشت واميدارد اما خداوند او را مينگرد و تنها به نصيحت آدم اکتفا مينمايد. و حتى او را مجاز ميفرمايد که بشر را گمراه کند از طرف ديگرخداوند بدون وقفه انسان را تهديد به جهنم و عذابش مينمايد و ميگويد گول شيطان را نخوريد، براه او نرويد ، براه من بيائيد معلوم نيست فلسفه اين جملات دو پهلو چيست .

 

 

Advertisements