اکنون فلسفه اى ديگر در مورد پيدايش انسان را مرور ميکنيم. موجودات فوق بشر يا ET که آثاربسيار ملموسى نيز در اين جهان خاکى از خود بجا گذاشته اند با سفائن فضائى وارد زمين شده و تشخيص ميدهند که زمين براى حيات مساعد است لذا با استفاده از مثلا” تبديل انرژى به ماده و همچنين تکنيکهاى کاملا” پيشرفتهٴ مربوط بخود موجودات زنده اى بوجود آوردند و طى ميليون ها سال تجربيات خود را به بصورت انسان امروزى رسانيدند و هنوز هم به تکامل او ادامه ميدهند. همانطور که در افسا نه ها آمده است موجودات فضائى يا خدايان هر چندين هزار سال يکبار جهت بررسى آزمايشات خود بزمين برگشته و ديدند که نژاد يک نوع انسان نما در همه جا پراکنده شده است ، با تجربيات جديدترى در زمينه اصلاح نسل آزمايشات خود را دنبال کردند و سپس او را بحال خود گذاشتند تا سر انجام نسلى که بتواند حالت اجتماعى داشته باشد بوجود آمد. مردمان آن دوره وحشى بودند و موجودات فضائى از ترس اينکه مجددا” با حيوانات هم عنان شوند تجربه هاى بيولوژيکى شکست خوردهٴ خود را معدوم ساختند و اين امر چندين بار اتفاق افتاد ( طوفان نوح ، نابودى قوم لوط و..) تا بالاخره اولين اجتماع با اصلاحات جديد ترى بوجو آمد. اين آدميان اوليه سخت به خدايان احترام ميگذاشتند زيرا آنان ازجائى نا مرئى با قيافه هاى کاملا”متفاوت با انسان و کارهاى عجيب و غريبشان بروى زمين آمده و بجائى نامعلوم ميرفتند. اين آدمهاى اوليه ديدار خود را بصورت کنده کارى روى سنگها و مجسمهائى از خدايان با لباسها و کلاههاى فضائى ثبت کرده اند که در کاوشهاى باستان شناسى بدست آمده است .( Chariots of the Gods by Eric von Daniken ) بعلل نامعلومى اين خدايان مايل بودند که انسان را از فساد و تباهى دور نگهدارند تا جامعهٴ بوجود آمده سالم و درست بجا بماندو بتواند راه تکامل را بپيمايد و گاه بگاهى با بعضى از اين انسانها تماسهائى بر قرار مينمودند مثل نوح ، عيسى ،موسى و…. و توصيه هائى مينمودند و سپس انسانهاى بعدى شاخ و برگهاى متعدد به آنها افزوده و بنام دستورات خدايان بصورت شفاهى يا مکتوب بخورد ديگر مردمان ميدادند و براى خود کسب قدرت و احتمالا” بهره بردارى نا مشروع ميکردند. البته تعدادى از آنها که خود را نماينده خداوند مينامند صحت نداشت و شايد معدودى از آنها تماس حقيقى با خدايان داشتند . اما محمد يکى از آن دروغگويان است . زيرا تماس موجودات فضائى در اين زمان ( چون واحد زمانى فضائى با واحد زمانى کره زمين بسيار متفاوت است ، مثلا”صدها سال ما ممکن است مساوى يک روز موجودات فضائى باشد ) بنابر اين ميتوان اين تماس را در زمان محمد نيز براحتى حدث زد که تماس موجودات فضائى با کره زمين و احتمالا”اشخاص بسيار کوتاه مدت بوده و طى اين مدت شايد ميتوانستند نصايح يا توصيه هاى اجمالى به نمايندگان خود بنمايانند مثلا” چيزى مثل ده فرمان موسى ، اما محمد ادعا ميکند بيست و سه سال با خدا يا ملائکه در تماس بوده و دستورات آنها را ظرف اين مدت دريافت ميکرده است که طبعا” بعيد بنظر ميرسد.

 

Advertisements