در هر صورت ميتوان گفت خداى مورد ادعاى پيامبران يا حقيقت دارد يا دروغ است ، اگر دروغ است بحث ديگرى نيست که ما همين اصل را دنبال ميکنيم . اما اگر حقيقت دارد بنا باصل قادر، توانا، بينا، شنوا، عادل، و قهار بودنش بايد قبول کرد که داد مظلوم را از ظالم قبل از اينکه کار از کار بگذرد بايد بگيرد . و عادل بودن خود را عينا” به انسان نشان دهد بدون اينکه به روز موهوم موکول نمايد ،اما بر عکس در دنياى عينى ميبينيم که چه حق ها پايمال ميشود و چه نا عدالتيها صورت ميگيرد و چه جنايتها اتفاق ميافتد و خداوند قادر و توانا ناظر اينهمه اعمال ناشايست است بدون اينکه به رگ غيرتش بر بخورد، تکانى بخود بدهد و اين ظالمان و جنايتکاران را که بدون دغدغه مشغول تظلم هستند و از هيچ خدائى باک ندارند سر جايشان بنشاند. در مورد محمد نيز همين مطلب صادق است . او قريه ها را آتش زد ، انسانها را بهلاکت رساند ، مردم را بى خانمان و آواره کرد ، زنها را از شوهرانشان جدا نمود ، آنهمه چرنديات را به نام خدا بمردم تحميل نمود و با قبول اينکه هرگز اشتباهى از خدا سر نميزند او مطالب پر از اشتباه خود را بنام خدا جا زد ، اما خداى قادر و توانا و بينا شاهد و ناظر اعمال او بوده نه تنها ازاين جنايات او جلوگيرى نکرده بلکه باو اجازه داده آنهمه اعمال خلاف انسانيت را تا بآخر بانجام رساند و افکار جاه طلبانهٴ خود را به کرسى بنشاند وبدون ترس او را نيز در کارهاى ناشايست خود سهيم سازد. و ناجوانمردانه از قول خداوند  خودش را بهترين بشر و در درجه اعلاى مکارم اخلاقى ميداند  (نور آيه ۵ ) .

  خداوند مثل هميشه نا توان بوده است ، پس چنان موجودى بنام خدا چرندى بيش نيست و دروغ محض است و محمد رياکار  شياد ماهرى بوده است که حتى بگفته هاى خود نيز اعتقادى نداشته زيرا مردم را از افترا زدن به خدا بر حذر ميدارد اما خود بيست و سه سال به او افترا بسته و با دروغ و تزوير مردم را فريب داده و از آنها بهره کشى کرده و خودشرا بمقام خدائى رسانده و شق القمر نيز کرده است.   پيامبر روزى سوار خرى بود و بر عبداله ابن ابى گذشت در اين هنگام الاغ پيغمبر شاش کرد ، ابن ابى بينى خود را گرفته ، ابن رواحه که در آنجا حاضر بود به ابن ابى گفت بخدا قسم بوى شاش الاغ پيغمبر از عطرى که تو بخود زده اى خوشبو تر است و بر سر اين حرف دو طايفه بهم ريختند و جنگ بزرگى در گرفت . ومحمد خرش را ميراند و بريش آنها ميخنديد. ايضا” قاضى عياض گويد، بعضى از علما بول و غايط انبياء را پاک ميدانند و از آنها بعنوان شفا استفاده ميکردند همچنانکه خدمتکار پيغمبر از بول او نوشيد و تا آخر عمر دل درد نگرفت . و نيز مردم احمق تصوير خمينى دجال را شبها در ماه مى ديدند و غافل بودند که آرمسترانگ در کره ماه غايط کرده بود و بنظر شکل خمينى هندى زاده مينمود.

 

Advertisements