بعد از آنهمه تناقض گوئى اين ادعاى محمد خيلى مسخره است . سوره کهف آيه ٢ خداوند تعالى در معنى قرآن انحراف يا تناقض ننهاد بلکه قرآن را محکم و از هر جهت درست قرار داد که هيچ عيب و نقص در آن نباشد!  مسئلهٴ تضاد در قرآن يکى از اصول لايتجزا و متقدم در موضوعات مختلف بوده است و از آن جمله است تضاد در تقدير بنا بر اصل تقدير خداوند آدميان را با پندارها و کردارهاى نيک و بد شان آفريده و مقدر عده اى را قبلا” فلاح و رستگارى و گروهى ديگر را سقوط و مرگ قرار داده است .گرچه مرگ که موجب سقوط نامبرده شده درباره هر دو گروه يکسان است . (وما کان لنفس ان توءمن الا باذن الله) . هيچکس نميتواند بدون اجازهٴ خداوند ايمان داشته باشد ولى در عين حال گناهکاران و بويژه بى ايمانان و کفار با آتش ابدى دوزخ تهديد شده اند .(رعد ٧، ملک ٨ ) تضادى که در اين مورد پديد ميآيد يعنى رد و انکار آزادى ارادهٴ آدمى از يک سو و در عين حال مسئول دانستن او در مورد ايمان و اعمال خويش از ديگرسو امت را جز اينکه دچار سردرگمى و انشقاق نمايد فايدهٴ ديگرى نخواهد داشت. چه بسا در گيريهاى متوالى و ممتد بر سر موضوعات و خونريزيهاى پياپى در پى داشته است . موضوع تقدير پس از سال اول هجرت در جامعه اسلامى مدينه عقيدهٴ راسخى پيدا شد که بر سوره هاى مدنيه قرآن مبتنى بوده داير بر اينکه زندگى و اعمال هر فرد را خداوند از پيش معين کرده ، يعنى خداوند آفرينندهٴ آدميان است با همهٴ انديشه ها و افعال ايشان . اصل تقدير عملا”سلاح عقيدتى مناسبى براى جهاد نيز بوده است . به جنگاوران مسلمان تلقين ميشده که در پيکار ميتواند با هر خطرى روبرو شود . اگر تقدير بر آن قرار نگرفته باشد که در آن روز هلاک شود زنده خواهد ماند و اگر مقدور چنين باشد که بميرد بهر صورت اگر در خانه هم بماند خواهد مرد ، توبه آيه ١١١ ، ابراهيم ۶ ، و آل عمران ۴٠ . اصل تقدير عملا” منجر به اعتقاد قضا يا فاتاليزم ميشد ، اين اصل دينى داراى تاٴثيرات سياسى نيز بوده زيرا حقانيت و قدرت نخستين دولت عربى و حکومت جانشينان خلفا را هم خداوند قبلا” مقدر و معين کرده بود . بدين سبب بود که خلفا ء امويان چنان سر سختانه اصل تقدير را گرفته رها نميکردند . در زمان کشور گشائى اعراب اصل تقدير عدهٴ کثيرى را آشفته ساخت و ميپرسيدند چگونه آدمى ميتواند مسئول افعال خويش باشد و حال آنکه افعال مزبور بلا اراده از وى صادر نشده است و چگونه اعمال بد آدميان را قبلا” خداى تعالى مقدر ساخته و حال آنکه خداوند نميتواند منشاٴ بدى باشد . در مصر و سوريه و عراق و ايران ميان مسلمانان پيرامون موضوع تقدير و آزادى اراده بحث ها و دعواها ى متوالى بخصوص در قرنها ى دوم و سوم هجرى را برانگيخت . قرآن تضاد در امر تقدير را در سوره رعد آيه ٢٧ بنوعى ديگر بيان نموده است و ميگويد خداوند هر که را بخواهد روزى کم ميدهد . بنا بر اين تلاش بشر جهت کسب روزى بى معنا ميآيد. اما آنچه که عملا” به اثبات رسيده است ضرورت کوشش جهت کسب روزى را مدلل ساخته زيرا انسانهاى تنبل و بيکاره چنانچه در عبادت و ذکر خدا نمونه هم باشند از گرسنگى هلاک خواهند شد ، پس خود بخود اين اصل خداوند مردود است .

 

Advertisements