خدائى که بشر رادر سر انجام اعمالش او را تهديد ميکند انتقام ميگيرد زجر ميدهدو بقتل ميرساند ببينيد چگونه در رفتار و کردار آنها فعال و عامل منحصربه فرد است و امکان هر گونه بازگشت را از او ميگيرد. سوره نحل آيه ٩۶ حکمت خداوند تعالى است هر که را بخواهد در ضلالت باقى ميگذارد. سوره انعام آيه ٢۵ و کهف آيه ۵٧ ما بر قلب آنان پرده کشيده ايم تا فروغ ايمان بر آن نتابد و در گوش آنان سنگينى گذاشته ايم که کلمهٴ حق را نشنوند . سوره انسان آيه ٢٨  اگر مشيت ما علاقه گيرد آنها را هلاک کرده بجاى آنها بشر ديگرى که مطيع ما باشد قرار ميدهيم . سوره ابراهيم آيه ۶  خداوند هر که را خود بخواهد توفيق داده در ايمان ثابت ميکند و از روى حکمت کفار را در ضلالت و موءمن را در هدايت باقى ميگذارد. سوره حج آيه ۶  در شکم مادر بعضى را کامل و بعضى را ناقص و بعضى را خوش صورت و خوش قد و قامت و بعضى را بد قامت و کوتاه و معيوب خلق کرديم . عجب خداوند قهارى ، او بخود ميبالد که چنان بى عدالتى را انجام ميدهد . آيا گناه آن نوزاد در شکم مادر چه بوده که چنين از او انتقام ميکشد ؟ سوره رعد آيه ٢٧ خداوند تعالى براى هر کس که بخواهد روزى را گسترده و فراوان ميکند و براى هر کس بخواهد تنگ گرفته روزى را کم ميدهد . سوره نحل آيه ٧٢ خداوند تعالى در دادن روزى بعضى از شما را به بعض ديگر برترى داده است . سوره زخرف آيه ٣٣ براى هر شخص روزى معين قرار داديم .

  گرفتن تصميمى و عدول از آن ، اتخاذ روشى و سپس تغيير آن امريست عادى و جارى براى آدمى که از کنه واقعيات اطلاعى ندارد . انديشه محدود او فريفتهٴ امرى شده و سپس به خطاى خود پى برده است و در پى اصلاح آن بر آمده . ظواهر حوادث او را به اتخاذ تصميمى ميکشاند و پس از سنجش دقيق يا بروز واقعياتى به خطاى خود پى ميبرد و بنا بر اين از راُى نخستين خويش عدول ميکند . اما اين رويه براى خداوند قادر متعال غير قابل قبول است ، از همين رو مردم همين ايراد را به محمد ميگرفتند و او در جواب چنين ميگويد. سوره بقره آيه ١٠۶  ما امرى يا آيه اى را نسخ نميکنيم يا به فراموشى رها نميسازيم مگر اينکه بهتر يا مانند آنرا بياوريم ، مگر نميدانيد خداوند بر هر امرى قادر و توان است . و بهمين دليل که او قادر و تواناست نبايد آيه اى بفرستد و سپس آنرا نسخ کند زيرا تواناى مطلق باالضروره بايد توانائى فرستادن احکامى را داشته باشد که قابل نسخ نباشد. وقتى که خداوند على کل شيئىَ قدير است چرا از نخست آن امر بهتر را صادر ننمود تا هم از اطالهٴکلام پرهيز کرده باشد و هم اينکه بعدا” مجبور به رد ، تعويض يا ضد آن نباشد؟ سوره رعد آيه ٣٩ خداوند باقتضاى زمان حکمى مقرر وو قت ديگر که اقتضاى حکم را داشته باشد آنرا منسوخ کرده عکس آنرا مقرر ميفرمايد . موضوع اينست که قرآن چنان درهم و بر هم ارائه شده که بر هيچکس معلوم نيست کدام آيه ناقض ديگريست و اگر آيه اعتبارى ندارد چرا وجود دارد؟ و ما به يقين ميدانيم که کليهٴ آيات موجود در قرآن همگى تا اين زمان قابل اجرا و اعتبار است و نه خود محمد و نه هيچ ابوالبشر ديگرى هنوز يافت نشده که آيات منسوخ و بى اعتبار قرآن را جمع آورى و بدور بريزد.

 

 

 

Advertisements