چون زمان هميشه در حال تغيير و تحول است و همچنين قوانين اجتماعى نميتواند ثابت بماند ، خداوند هم بايد به اقتضاى زمان تا ابديت پيغمبر نازل کند و نياز جديد و در حال تحول بشر را بر طرف نمايد . اما چون محمد خود را خاتم الانبياء دانسته ، مقتضى است که تمام تحولات و نياز بشر تا ابد در قرآن گنجانده شده باشد. چنانچه ديده ايم محمد در مدت بيست و سه سال بارها مجبور گرديده تغييرات و تحولات زمانشرا در قرآن منعکس کند و آيه ها را بار ها نقض ويا نفى کرده است . معلوم ميشود که هجويات قرآن بيش از اينها بوده که ما اکنون شاهد آن هستيم ، از قرار معلوم مقدار زيادى از آنها توسط خود محمد و اطرا فيان نزديکش حذف گرديده است . ميبينيم که قرآن قادر نبوده است نياز جامعهٴ خود را حتى تا اواخر قرن يکم تاٴمين نمايد چه در غير اينصورت منابع قوانين اجتماعى جديد مثل سنت و قياس بوجود نميآمد ، پس چطور ميتوان ادعا داشت که قرآن تا ابد راهنماى جوامع باشد ، ادعائى بس باطل . سوره نحل آيه ١٠٣ يا محمد چون آيه اى را نسخ کرده بجاى آن آيه اى ديگر قرار داديم ، باين امر شخصا” دانا هستيم ، خداوند تعالى براى نزول حکمى و نسخ حکم ديگر خودش عالم است .يا محمد کفار بتو طعن زده گفتند در حقيقت تو به خداوند تعالى افترا ميبندى ، امروز حکمى فردا حکم ديگرى آورده ، يا محمد اينچنين نيست که ميگويند . حکم نسخ حکم خداوند است و افترا بستن به خداوند را بتو نسبت ميدهند. سوره نحل آيه ١٠۴ بگو به مشرکين يا محمد اين قرآن را از طرف پروردگار تو يک روح مقدس بحق و عدالت بتو نازل کرده است . و بنا به مصلحت هر زمان خداوند تعالى حکمى مقرر فرموده است تا بسبب نسخ آن اشخاص را که ايمان دارند امتحان کند . همينکه به حق بودن نسخ اقرار کردند آنوقت خداوند تعالى قدمهاى آنها را ثابت کرده در دين اسلام آنهارا محکم و بر قرار مينمايد. نسخ بمعناى ترک يک حکم و تثبيت حکم ديگرى است بجاى آ ن زيرا احکام شرع بايد بين مردم بتدريج وضع شود تا اشخاص مکلف از روى حکمت زير بار تکليف بروند. بنا بر اين در ابتداى تکليف وقتى که پيغمبر مبعوث شد احکام سهل و آسان را براى خلق مقرر فرمود و بعدا” بر حسب مصلحت بعضى از آن احکام را تغيير و بجاى آن حکم ديگرى قرار داد .کما اينکه در بدو امر پيغمبر از طرف خداوند براى امت هر ماه سه روز روزه تعيين کرد بعد آن حکم نقض شده و بجاى آن حکم ماه رمضان تعيين گرديد . اما يهوديان چون مردمان متفکر و عاقلى بو دند باين عمل پيامبر ايراد ميگرفتند ، خداوند نيز آيه هاى متعددى مبنى بر تاٴييد اين امر نازل کرد. قبل از پى گيرى اين بحث به آيه اى راجع به سوءال اهل کتاب از محمد توجه فرمائيد ، مردم يهود مرتبا” از محمد سوءالات مختلفى ميکردند ، و چون اين جماعت اهل منطق و متفکر بودند محمدغالبا” در برابر آنها عاجز ميماند و لذا به خداوند رجوع کرد و آيه زير را نازل نمود. سوره بقره آيه ١٠٨ اى جماعت يهود آيا اراده ميکنيد که از محمد چيزهائى را که سبب کفر است سوءال کنيد ، البته اين سوءالات را ترک کنيد وگر نه عذاب اليم براى شما فراهم است .

 

Advertisements