اما خداوندى که قادر به همه کار است و محمد را عزيزترين پيامبر خود ميداند به تمام التماسهاى او جهت اعطاى معجزه توجهى نکرده و درخواستش را رد مينمايد . در سوره انعام آيه ٨ مردم از محمد خواستند که بچشم خود ببينند که کتاب قرآن از طرف خداوند نازل ميشود اما خداوند درخواست آنها را رد ميکند و در سوه انعام آيه ٩ از او خواستند ک ملائکه را بچشم خود ببينند و او در جواب ميگويد شما از من شاهد ميخواهيد؟ شاهد من خداوند است چه شاهدى از او بزرگتر و بهتر. !! (از روباه پرسيدند شاهد تو کيست ، گفت دُمم ). سوره بنى اسرائيل آيه ٩٢-٩٣-٩۴  اين همه خوراکيها ،درياها ،کوهها و شب و روز که تحت قدرت خداست براى شما کافى نيست که باز از او معجزه ميخواهيد. سوره بنى اسرائيل آيه ۶٠  اگر معجزه بياورم و قبول نکنيد مانند قوم لوط و شعيب و عاد و ثمود هلاک خواهيد شد ولى من چون نخواستم شما هلاک شويد لذا به محمد معجزه نفرستاديم .

  محمدبا دهها نيرنگ تلاش ميکند که از زير اين درخواست مردم شانه خالى کند. او که در آيه هاى متعدد خواستار قتل و عام افراد ميشود ، او که از براى مثلا” يک عمل پيش پا افتاده معامله کردن در روز شنبه هزاران نفر را هلاک ميکند و انتقامها ميکشد اما در اينجا دلش نميخواهد کسى را آزار دهد !!  »گربه شد عابدو زاهدو مسلمانا«  سوره انعام آيه ٣۶ مردم از محمد معجزه ميخواهند ، محمد نيز از خداوند درخواست معجزه ميکند ،خدا جواب ميدهد، اى محمد اگر تو به زير زمين يا روى آسمان بروى دادن معجزه بتو امکان ندارد و هيچوقت عملى نخواهد شد . سوره زخرف آيه ۵  بين کتبى که از طرف ما نازل شده قرآن بسبب معجزه بودنش شاٴنش بلند و کتابيست مشتمل برعلم حکمت .خداوندى که در تمام موارد يار و مدد کار پيامبر عزيزش است و در مواقع بحرانى بکمک او ميشتابد و آيه هاى آنچنانى بموقع و بجا براى نجات او از رسوائى نازل ميکند ، ميبينيم در سوره انعام آيه ٣۶ احساس درماندگى و عجز مينمايد و هيچ کارى از او ساخته نيست ، چرا که خواست مردم عينيت پيدا ميکند و اين امر در وجود خداوند خيالى محمد موردى ندارد . بنا بر اين درخواستهاى عينى مثل ديدن نزول آيات بوسيله ملائکه و يا تماس پيامبر با آنها کلا ” جنبهٴ خيالى پيدا ميکند و در پرده ابهام باقى ميماند و جز روايتى چيز ديگرى از آن بدست آدمها نميدهد . براستى چرا خداوند براى تحميل دين محمد متوسل به اينهمه نيرنگ و دروغ ميشود ؟ مگر او منافعى در اين کار دارد خداوند که وجود خارجى ندارد پس منافع چه کسى در کار است .  منافع محمد ؟ از طرفى ، چه فرقى است بين عيسى و موسى ومحمد ، مگر همهٴ آنها از طرف يک خدا مبعوث نشده اند ؟ مگر همگى پيام همان خدا را بمردم نميرسانند پس چه رازى در اين امر نهفته است که مردم را تهديد ميکند تا دين خود را رها کرده و دين محمد را برگزينند ( آل عمران آيه ٨۵ ) .

 

 

Advertisements