سوره سجده آيه ١۵ از طرف من حق و ثابت شده که بايد جهنم را ازکفار,انس و جن پر سازم . بايد به خداوند تعالى گفته شود تو خود ميدانستى بشرى که بوجود ميآورى گناهکاراست ، قابل هدايت نيست ، که براى مجازات او جهنم را مهيا کردى و تصميم دارى آنرا پر سازى در اينصورت چرا بخود زحمت دادى و پيامبران رنگارنگ و گوناگون نازل کردى ، تهديد کردى ، عذاب دادى ، کشتار بسيار کردى ، بلکه او را راهنمائى کنى ازطرف ديگر در سوره انعام آيه ۴٠ ميگوئى هر که را که خداوند تعالى بخواهد به سبب کفرو شرک در ضلالت ميگذارد ، چنانچه خداوند خود اين عمل را ميخواهد ،اينهمه بازى با پيامبرا ن و انسانها براى چيست ؟ آيا اشکالى بوجود ميآمد اگر خداوند خود همه را پاک و منزه وبرى ازگناه و مردمى سربراه و بى نياز از امتحان و مجازات ميآفريد؟ او که قادر به همه کاريست . شايد خداوند بيکار بوده و احتياج به بازيچه دارد. يا بوسيلهٴ اعمال عذاب و شکنجه ها ميخواسته کمى سر گرمى داشته باشد يا از ديدن اين عذابها لذت ميبرد . سوره عبس آيه ٢١ پس از مرگ هرزمان که خداوند تعالى بخواهد انسان را از نشاء ديگر انشا ءکرده بوجود ميآورد. سوره حاقه آيه ٣۴ يا محمد از طرف ما به نگهبانان جهنم امر ميشود اين شخص فاسق و عاصى را گرفته و دستهايشرا بگردنش ببندند . بعد از آن داخل آتش بزرگ بيندازند ، پس از آن به زنجيرى که باندازه هفتاد زرع است او را کشيده و عذاب کنند. سوره معارج آيه ١٨ و١٩ آتش جهنم شعلهٴ خالص است و آن آتش دست و پاى انسان و جلد و گوشتش را سوزانده از استخوان جدا ميکند . سوره نازعات آيه ٢ تا ۵ در اين آيات خداوند قسم ياد ميکند که قيامت واقع خواهد شد. سوره ذاريات آيه ٢ تا ۵ در اين آيات خداوند به قسم متوسل ميشود که بگويد قيامت راست است . سوره عم آيه ٢٣ و ٢۴ در جهنم هرگز چيز خنک و نوشيدنى که حرارت را ساکت کند نمى چشند مگر آب داغ که جگر هارا پاره ميکند و چرک و کثافتى که از بدن اهل جهنم جارى ميشود مينوشانند. سوره طور آيه ٢ تا ٧ در اين آيات خداوند قسم ياد ميکند که عذاب قيامت به عاصيان واقع خواهد شد. شرايط اقليمى و آب و هواى عربستان که از مناطق حاره و گرم و خشک است بندرت در سال باران ميبارد ،اغلب آفتابى و مناطق صحرائى با حرارت بالاى ۵٠ درجه سانتيگراد ميباشد در اين مناطق آب کافى جهت مصرف در دسترس نبود ، جنگل و درخت و رودخانه حکم کيميا را داشت آن مردمان از وسائل طبيعى تعديل حرارت نيز آگاهى چندانى نداشتند لذا سايه يک ديوار را بزرگترين نعمت جهت لحظه اى استراحت و فرار از گرما بحساب ميآوردند. طبعا” محمد که از ميان اين افراد برخاسته است دقيقا” با نقاط ضعف اين مردمان آگاهى دارد و ميداند که اين مردمان از گرما و آتش نفرت دارند و بر عکس از خنکى ، اب روان ، سايه درختان و نوشابه سرد بهترين پاداش ميباشد. ولذا ساختمان جهنمش را پر از آتش سوزان ، فلز مذاب ، آب جوشان و چرک و کثافات ميکند  (عکس چنين شرايطى در بهشت حکمفرماست ) . تا بلکه نفرت مردم را از جهنم بر انگيزاند و زود تر به مراد خود نايل گردد. به جراٴت ميتوان ادعا کرد که اگر محمد در شرائط آب و هواى قطبى ظهور ميکرد وضعيت جهنم تغيير مييافت و آفتاب و آتش و آب جوشان و فلز مذاب نعمت تلقى ميگرديد و کسى را از جهنم گريزان نبود و ميبايست جهنم را جائى پر از برف و يخ و سرمائى طاقت فرسا توصيف مينمود.

 

Advertisements