از طرف ديگر طبق ادعاى محمد ماٴموريتش آسمانيست و حمايت غير از حمايت دنيوى بدنبال داشته پس چه احتياج باين سوره ها بوده است که محمد بدان روى آورده ، چگونه است که خداوند تمام راههاى نشر دين برترينشرا منحصر به ازدواجهاى مکرر و متعدد محمد ميکند. اسلام باوران با طرح چنين ادعاهائى پشت پا به دو اصل مهم زده اند يکى قدرت خداوند جهت انتشار دين اسلام ، دوم ارزش والاى پيوند زناشوئى که محمد آنرا پايمال نموده است ، پس سر سپردگان نه تنها نتوانسته اند عمل تعدد زوجات محمد را ماست مالى کنند و خدا پسندانه جلوه دهند بلکه ماٴموريت پيامبرى محمد را لوث کرده و زنان محمد را در نشر عقايد خداوند قادر متعال مرتبط دانسته اند و اين ا مر بنوبه خود با ذات پاک خداوند و قدرت بى پايانش سازگار نيست ، پس باين ترتيب او و مکتبش را رسواتر نموده اند. ٣- و در رد شهوترانى محمد چنين گفته اند.

(اسلام در ايران ) اگر پيغمبر فقط به عايشه جوان و زيبا اکتفا ميکرد جاى اين بود که برخى بد گمان شوند و بگويند پيغمبر روزگار خود را به خوشى و عيش ميگذراند و حتما”اگر دنبال عياشى بود تمام وقت خود را با زن زيباى خود ميگذراند و در را بروى ديگران ميبست و اگر ماه حلقه بدر ميکوفت جوابش ميکرد ، اما پيغمبر بر عکس با عقد بستن چندين زن بيوه کهنسال کارى کرد که در ٩ شبانه روز نوبت به زن زيبا و جوانش ميرسيد . کسانى که زن متعدد دارند اگر بين اين زنها از لحاظ جوانى و زيبائى اختلاف باشد يا رعا يت عدالت و نوبت نميکنند و يا اگر رعايت کنند تعداد زنان را بزرگترين مايه بهم خوردن عيشو خوشى خود ميدانند. در باره زن کهنسال که ادعا شده است بايد گفت ،محمد هرگز زن کهنسالى در حرمسرايش وجود نداشت، تنها زن کهنسال او خديجه بود که قبل از تشکيل حرمسرا وفات يافت . ادعاى مرتضى مطهرى واقعا”چه سست و بى اساس است ، درست مثل اينست که کسى خيار را رنگ وبجاى موز بمردم بفروشد ، ادعاى اين سر سپرده آنقدر مفتضح است که هر بچه اى را به خنده وا ميدارد . اولا”هيچ بشرى و در هيچ برهه از زمان از محمد ايراد نميگيرد که چرا يک زن گرفته اى ، چرا زنت زيباست و چرا هر شب با زنت معاشقه ميکنى بلکه آنچه جاى ايراد دارد و بر هر کس واضح و مبرهن است تعدد ز وجات محمد است. ثانيا”اگر شرايط اجتماعى و مالى و موقعيت ايجاب نمايد هيچ مردى نيست که از تعدد زوجات ناراحت باشد و با سابقه اى که از محمد سراغ داريم او آدمى نبوده که بتواند با فقط يک زن سر کند ، اما اينکه چرا او طى ٢۵ سال فقط با خديجه بسر برده است بخاطر آنکه در اوائل نو جوانى او بکار تجارت مشغول، و شرائط و امکانات اجازه تعدد زنان را باو نميداده است ، بطورى که ميدانيم خديجه ١۵ سال از محمد بزرگتر بوده وبا ثروت خود که در اختيار محمد گذاشته بود ميتوان گفت سمت سر پرستى او را داشته است و طبيعتا”بعيد نمينمايد اگر گفته شود خديجه اجازه اين کار را باو نميداده است ، کما اينکه ميبينيم بعد از وفات خديجه فعاليت جنسى محمد همراه با ثروت باد آورده شروع شده و زنان متعدد يکى پس از ديگرى را بخود تزويج مينمايد و کارش بجائى ميرسد که زنان زيباى شوهر دار را از همسرانشان جدا و خود آنها را ميگيرد.(احزاب٣٨) و عياشى او با ماريه قبطيه که به رسوائى ميانجامد.(تحريم ٢و٣ ) سپس ادعا کرده است که تعدد زوجات احتياج به رفتار عادلانه دارد عجب است که اين آقا حتى قرآنش را نخوانده زيرا که محمد نوبت زنانش را رعايت نميکرده و خداوند متعال درسوره احزاب آيه ۵٠ به صراحت گفته است : يا محمد عدالت در باره آنها بر تو لازم نيست ، درادعائى ديگر ميگويد ، محمد ٩ زن گرفت تا در حقيقت نه هر شب بلکه ٩ شب يکبار با زن زيباى خود عشقبازى نمايد. چه دليلى از اين بهتر!!!!!

 

 

Advertisements