زينب دختر اميمه از دختران خوش سيماى عرب و زن زيد غلام آزاد شده بود ، اين دو بر سر همين مطلب اغلب در جدال بودند تا آنکه تصميم گرفتند نزد رسول خدا رفته و درخواست مصالحه کنند ، محمد با ديدن زينب يک دل نه صد دل عاشق او ميشود واختيار از دست ميدهد لذا بجاى مصالحه بين آن دو زينب را امر به طلاق ميدهد تا خود به نوائى برسد اما او از رسوائى بين مردم خوف داشت . (فکر ميکنيد محمد براى رسيدن به وصال زينب چه کار ميکند؟) بله آيه! آنهم چه آيه اى !

سوره احزاب آيه ٣٨ خداوند آنچه را که در قلب توست آشکار نموده ترا به تزويج زينب امر خواهد کرد ، از سرزنش و دخالت مردم ترسيده مکنون قلب را اظهار نميکنى ؟ از مردم نترس و مطلب قلبى را اظهار بنما، زمانى که زيد حاجت خود را از زينب روا کرد در نگهدارى او قاصر شده او را طلاق داد و ما او را بتو تزويج کرديم .

به به چه خداوند مهربانى ! وچه آيهٴ بجائى ! تبريک بر مسلمانان جهان با اين پيامبرشان .

رسول خدا اوقات شريف خود را بين زنان خود قسمت کرده در موقع آسودگى و فراغت هر روز بمنزل يکى تشريف فرما ميشدند ، روزى نوبت حفصه دختر عمربن خطاب بود همان روز از رسول خدا اذن خواسته و براى چند ساعتى عازم منزل پدرش شد در اين موقع محمد با کنيزى بنام ماريه قبطيه خلوت نمودند. حفصه در مراجعت از اين مطلب خبردار شد از خشم گريه کرده گفت يا رسولا براى چه در روز نوبت من با ماريه خلوت نمودى ،حضرت به التماس افتاده فرمودند تو از اين مطلب در گذردر عوض بعد از اين از خلوت با او امتناع کرده ديگر با او جمع نميشوم و باين مطلب رسول خدا قسم خوردند سپس براى شاد ساختن حفصه و اطمينان بيشتر فرمودند اگر اين خبر را نزد خود نگاهدارى و آنرا فاش نسازى دستور ميدهم بعد از من پدر تو و ابوبکر پدرعايشه بر اين امت امامت کنند اما اين اسراررا کتمان کرده بکسى اظهار نکنى . حفصه از اين مطلب نهايت شاد شد ديوارحايل بين منزل خود و عايشه دختر ابوبکر را کوفته عايشه حاضر شد سپس کيفيت را باو نقل نمود و طبيعتا”تمام زنان وسپس مردم شهر از ماجرا با خبر گشتند. خداوند تعالى افشاء اسرار را به رسولش خبر داد، رسول خدا ناراحت گشته و از تمام زنان اعراض فرموده و قسم خورد تا يک ماه با آنها خلوت نکند.

دراينجا چند نکته قابل بررسى است . ١ـ خداوند زن را فقط براى رواى حاجت مردان خلق کرده ٢ـ محمد براى بدست آوردن زنان زيبا از هيچ کار شنيعى رويگردان نبوده خواه اين زن کنيز باشد خواه شوهر داشته باشد خواه در کوچه و بازار او را ديده باشد. ٣ـ محمد ميدانسته کار خلاف انجام ميدهد زيرا به التماس ميافتد . ۴ ـ اين منجى بشر به پيروانش ياد ميدهد قسم را براى رد اثبات خلافکاريهايشان بکار برند. ۵ـ محمد حتى براى قسمها و صحبتهاى خود ارزشى قائل نبوده و با نيرنگ زير قسم وقولش ميزند.۶ـ رسول خدا جهت مخفى نگهداشتن خلافکارى خود مجبور به پرداخت حق السکوت ميشود و پدر حفصه وعايشه را به حکومت وعده ميدهد. ٧ـ سرنوشت امت مسلمان در اطاق خواب محمد و برسم رشوه به معشوقه هايش تعيين ميگردد. ٨ـ زنان نمونه اسلام اسرار نماينده پروردگارشان را نگهدارى نکرده و همه را از اين رسوائى او با خبر ميکنند. ٩ـ محمد پروردگارش را جاسوس خود معرفى ميکند. ١٠ـ محمد دجال بيشرمانه خداوند را به اطاق خواب خود ميبرد و از او ميخواهد در بارهٴ رسوائيش او را با نزول آيه هاى آن چنانى يارى دهد.

 

Advertisements