١١- اين رسوائى در ابتدا محمد را نهايت خشمگين ميکند و عجولانه تصميم ميگيرد و قسم ميخورد تا يک ماه از زنان اعراض نمايد.

بطورى که از سابقه محمد بر ميآيد او حتى چندين ساعت را بدون جماع نميتواند تحمل کند چه اينکه يک ماه, و لذا چندى بعد عرصه بر او تنگ ميشود و بفکر چاره جوئى و خلاصى از اين مخمصه ميافتدو نيرنگ هميشگى بنام آيه او را نجات ميدهد و خداوند مهربان به ياريش ميشتابد.

سوره تحريم آيه ٢ اى پيغمبر چرا آنچه را که خداوند تعالى بر تو حلال کرده است تو بر خود حرام نموده از خلوت با او امتناع ميکنى و از ماريه اعراض مينمائى ، چنين امرى سزاوار تو نيست و نبايد از تو صادر شود. سوره تحريم آيه ٣ يا محمد در موقع صدور چنين امرى ازتو خداوند تعالى دادن کفاره و خروج از قسم را بيان وبراى شما واجب نموده است ، شخصى که براى ترک خلوت با زنان قسم بخورد بايد کفاره بدهد و از قسم خارج گردد. سوره تحريم آيه ۵ اى دو زن (حفصه و عايشه) اگر در باره اذ يتى که به رسول خدا داديد توبه کرده بطرف خداوند تعا لى برگرديد ،توبه کردن بر شما لازم و واجب است . سوره تحريم آيه ۶ اى زنان پيغمبر اگر پيغمبر بر شما طلاق بدهد بر خداوند تعالى لازم است که عوض شما زنانى بهتر از شما اعم از بکر و غير بکر نصيب او نمايد، زنان بايد به پيغمبر اطاعت نموده و بر او عاصى نشوند.

 نظر خداوند تعالى را در باره زن بازيهاى محمد ديديد ،او نه تنها محمد را ملامت نميکند بلکه راه چاره را ياد او ميدهد ، در اين امر تشويقش مينمايد ،مخا لفانش را تهديد ميکند و بالاخره دختران بکر و غير بکر در اختيارش ميگزارد . آيا باز هم فکر ميکنيد خداوندى وجود داردکه محمد آنچنان با او بازى ميکند ؟ يا آنکه خداوند همان محمد زن بارهٴ شياد و حقه باز است ؟ کسى که زن خود را پس از طلاق دادن و يا حتى پس از مرگش از شوهر کردن بديگران منع ميکند ،خود چگونه با وقاحت با کنيزان و زنان شوهر دار در مياميزد . حتما”سوءال خواهيد کرد غير از خداوند که پشتيبان او بوده کس ديگر نبوده که از اين کارهاى زشت محمد ايراد بگيرد، ؟ ولى خداوند مهربان در اينجا هم دخالت ميکند و جواب آنهارا ميدهد و باين وسيله سيلى محکمى بگوش آنها نواخته است که منبعد از محمد ايراد نگيرند. وچنين ميگويد.

سوره نور آيه ۵  يا محمد در حقيقت تو در درجه اعلاى مکارم اخلاقى هستى !!

چنانکه قبلا” يادآورى گرديد محمد نميتوانست حتى يک روز خود را بدون جماع سپرى کند لذا در مواقع جنگ هم زن همراه ميبرد ، در يکى از اين جنگها محمد تصميم ميگيرد گل سر سبد زنانش عايشه را با خود ببرد (عايشه دختر ابوبکر خيلى زيبا و کم سن و سال بود) موقع برگشتن از جنگ عايشه جهت رفتن به قضاى حاجت از شتر پياده شد ،کاروان راه افتاد و او جا ماند ،سپس يکى از لشکريان او را يافت و با خود به کاروان رساند اين امرباعث شد در بين اعراب به عايشه افترا ببندند و او را رسوا کنند . (البته ميدانيم که اين داستان از زبان طرفداران محمد نقل گرديده و از کجا معلوم که حقيقت همان باشد که در اذهان پيچيده بود) و لذا محمد خبردار شد و نيرنگ کذائى را بکار بست . سوره نور آيه ١٢ تا ٢٨ : يا محمد آن کسانى که در حق عايشه بهتان و افترا زده به او دروغ بستند ، آنها عذاب خواهند شد.

ميبينيد چه آيات علمى در قرآن يافت ميشود؟  از روى همين آيات فرمول نسبيت نور و سرعت ثابت گرديده است !!

جاى بسى تاسف ! خداوند بار ديگر از وسط پاى زنان محمد سر بدر ميآورد.

 

Advertisements