برده و کنيز دارى بروايت قرآن کريم .

سوره نحل آيه ٧٧ ـ آيا يک غلام با فرد آزاد مساوى و برابر ميباشند شما اين دو نفر را برابر و مقابل هم نگرفته زيرا که عبد وغلام با شخص آزاد برابر نميشود.

سوره نور آيه ٨۵ ـ قسمتى از آيه : شما به غلام و کنيز نياز داريد. سوره زمر آيه ٢۶و٢٧ـ غلامى که چند نفر در او شريک شده با يکديگر در حق آن غلام نزاع و جدال کرده و هر يک غلام را بطرفى کشيده بگويد مال من است و من به فرمان دادن بر او سزاوارم . آن غلام نيز در کار خود حيران مانده که بکدام يک از فرماندهان خود خدمت کند تا او راضى باشد ودر موقع داشتن حاجتى از چه کسى طلب حاجت کند .همچنين آن غلامى را که بيک نفرغلام شده و داراى چند صاحب    نباشد و بيک نفر خدمت کرده و هر نياز خود را از او طلب کند ، در نتيجه خودش خاطر جمع وقلبش آرام است آيا احوال کداميک از اين دو غلام بهتر خواهد بود . آيا حال و صفات اين دو غلام برا بر ميشود.   دردنبا له آيه نتيجه گيرى ميکند و ميگويد بنا براين شماهم به آقا و صاحب خود يعنى خداوند شريک قرار ندهيد.

گويا خداوند نا خواسته حقايقى را در غالب اين مثل فاش ساخته است. در بين مردم قاره سياه پس از گذشت قرنها هنوز ضرب المثلى شايع است ، آنها به بچه هاى خود چنين نصيحت ميکنند ، از کلاه قرمز بلند منگوله دار بترس و گول او را نخور ، در زمان محمد در شبه جزيره عربستان که مردم هيچگونه مشغله اى نداشتند ،تجارت يکى از بزگترين درآمدهاى بازرگانان و اغلب مردم را تشکيل ميداد از جمله تجارت برده و کنيز و کلاه قرمز بلند منگوله دار نيز کلاه مخصوص اعراب ثروتمند آن زمان بود که در قاره سياه بدنبال جوانان کم سن و سال ميگشتند که بخرند و احيانا” دزدى بچه ها بوسيله عمال خود . در برگشت تعدادى از اين بردگان را در بين راه به بازرگانان ساير کشورها ميفروختند و بقيه را براى فروش داخلى بهمراه ميبردند ، در نتيجه اعراب عامل موءثرى در خريدو فروش و سر منشاء برده دارى در سرتاسر جهان ميباشند. بدين سبب محمد که خود از بازرگانان مشهور و ثروتمند بحساب ميآمد طبعا” نميتوانست از اين قانون مستثنا باشد، او نه تنها عمل خريدوفروش انسانها را طرد ونکوهش نميکند بلکه مشوق اين عمل بوده و آيه هاى متعدد ا و دال بر لزوم تجارت برده و کيز ميباشد.

عدالت محمدى در مورد کنيز و برده : سوره بقره آيه ١٧٨ـ شخص آزاد را بجاى شخص آزاد بقتل برسانيد و غلام عوض غلام و زن بجاى زن . اما اگر شخص آزادغلامى را بقتل برساند او را نميتوان قصاص نمود بلکه بايد از او خون بها گرفت .

سوره نساء آيه ۴ـ از زنانى که براى شما حلال و پاکيزه اند دو يا سه يا چهار نفر ميتوانيد تزويج بخود نمائيد و بين آنها با عدالت رفتار کنيد ، اما کنيز را بيشر ميتوانيد بگيريد زيرا در کنيز رعايت عدالت شرط نيست .ميبينيد که طبقه اى ديگرازجامعهٴ اسلام محمدى از حقوق انسانى محروم بوده اند اينان غلامان و کنيزانند که اسير دست قانون محمدى ميباشند، اينان جزو انسانها بشما نمي روند زيرا که محمد تعالى دستور ميدهد با آنها ازدواج نکنيد(در آيات بعدى آمده است)و عدالت را در مورد آنان رعايت نکنيد . و نا عدالتيهاى بى شمار در مورد اين طبقه روا ميدارد . بلى اينست عدالت خداوند و دين بر حقش اسلام . اسلامى که سر سپردگانش عليرغم کتاب آسمانيشان مدعى مساوات و برابرى انسانها هستند.

 

Advertisements