در حقيقت محمد جهت رسيدن بهدفش که همان قدرت و حکومت باشد هرنوع جنايتى را مجازو مشروع ميدانست . در جنگ با طايفه بنى ثقيف نيز دستور داد کليه تاکستانهاى آنهارا آتش زدند و همچنان پس از شکست طايفه بنى قريظه دستور داد تمام مردان آنها را گردن زدند و زنان را به اسارت بردند و تنها يک زن را کشتندو آنهم بجرم پرتاب سنگ بسوى محمد و نيز پير مرد صدو بيست ساله اى بنام ابو عفک را نيز کشتند تا مطمئن شود در تشکيلات عريض وطويلش حتى يک نفر مخالف وجود نداشته باشد و او رژيم ديکياتورى خود را به کمال مطلوب برساند .محمد حتى کسانى که حاضر به جنگ با اهل کتاب نبودند آنها را در خانه شان حبس و سپس آتش زد . بلى محمد براى رسيدن به هدف و سيله را توجيح ميکند نه تنها باين صراحت بلکه زير لواى آيه و خداوند. و ميبينيد که پايه گذارى ديکتاتورى اسلامى از همان زمان بنيانگذارى شروع و پس از گذشت قرنها هنوز ادامه دارد.

سوره طارق آيه ١٧ـ يا محمد در عذاب شدن مشرکين تعجيل نکرده دعا نکن اينک زمانى به آنها مهلت بده همينکه وقت تمام شد من از آنها انتقام ميکشم . تفاوت فاحشى بين آيات گذشته بچشم ميخورد اولى ميزند، ميکشد، ميسوزاند، نابود ميکند ولى درآيه بعدى مهلت ميدهد وتهديد ميکند زيرا در اين زمان است که محمد در مکه بوده و هنوز قدرت کافى کسب نکرده که بزند، بکشد ، بسوزاند و بلافاصله گردن بزند.

سوره شورى آيه ٣٩ ـ هر شخصى که مظلوم شده ميتواند خود شخصا” از ظالم انتقام بگيرد و براى آنها هيچکس نميتواند ايراد بگيرد زيرا آنان حق خود را گرفته اند.

در نظر بگيريد چنانچه قوه قضائيه جامعه اى بخواهد بر اساس اين قانون الهى بر قرار شود چه خواهد شد قدرى بيانديشيد اگر هر شخصى بخواهد خودش قاضى و مجرى باشد چه جامعه جنگلى بوجود خواهد آمد و چه هرج و مرجى براه خواهد افتاد . در حالى که ميدانيم در عصر حاضر در عقب افتاده ترين قبايل نيز چنين قانونى وجود ندارد.حتى در آنجاها هم رئيس قبيله تصميم ميگيرد. آيا آن عقل کل و ناجى بشر نميتوانست بجاى آنهمه خزعبلات يک قانون قضائى مدون براى بشر بفرستد و او را از سر در گمى نجات دهد . حقيقتا”اين کتاب با کدام آيه بدرد بخور ميخواهد تا ابد راهنماى بشريت باشد. چرا تا بحال سر سپردگان دين اسلام در پياده کردن اين قوانين الهى عاجز مانده اند چرا هزاران کتاب قانون جورواجور تهيه کرده و آنها را اجرا ميکنند ؟ جواب روشن است زيرا قرآن قادر نبوده و هرگز نخواهد بود که جوابگوى نيازهاى بشر باشد و قرآن فقط انسان را بسوى لاطائلات و موهوم پرستى ميکشاند.

سوره طارق آيه ١۵و١۶ ـ يا محمد در حقيقت مشرکين براى باطل کردن امر ما مکروحيله ميکنند و انواع سببها جستجو مينمايند ، منهم در برابر مکرو حيله آنها جزاى انرا به آنها رسانيده و در آخرت از آنها انتقام ميکشم .

خداوندى که قادر و تواناست چرا همآنجا سر بزنگاه انتقام نميگيرد و براى چه موکول به آخرت ميکند. و اما ببينيد در سوه هاى بعدى چه کشت و کشتارىدر محل صورت ميگيرد.

سوره انفال آيه ۶٩ـ براى هيچ پيامبرى جايز و صلاح نيست که بعد از غلبه به دشمن آنها را اسير گرفته عوض آنها فديه اخذکرده مرخص نمايد بلکه صلاح اينست که روى زمين از آنها کشتار بسيار کرده و آنهارا نهايت ذليل و مغلوب سازد. سوره توبه آيه ۴ـ اگر مشرکين به اسلام روى نياوردند هر جا آنها را يافتيد بقتل برسانيد و اسيرشان کنيد و به حبس بيا ندازيد.

سوره توبه آيه ٧٢ـاى پيامبر با مشرکين و منافقين بوسيله اسلحه جهاد کن بلکه داخل ايمان شوند ، اگر به اطاعت نيايند آنها را بقتل برسان .

سوره محمد آيه ۵ـ زمانيکه شما موءمنين در جهاد مشرکين را ملاقات کرديد گردن آنها را زده بقتل برسانيد.

 

Advertisements