سوره حشر آيه ٧ ـ غنائم جنگى به شش حصه تقسيم ميشود.

يک حصه براى خداوند تعالى ، يک حصه براى رسول خدا ، يک حصه براى اقرباى پيغمبر ، يک حصه براى يتيمان يک حصه براى فقرا و يک حصه براى مسافرينى که در راه مانده اند. در مخالفت با رسول خدا از خداوند تعالى بترسيد و مخالفت ننمائيد. خداوند براى مخالفت کنندگان بشدت عذاب کننده است.

با آنکه تقريبا”تمام ۶ حصه به جيب محمد سرازير ميشود تا زمانى که مثلا”يتيمى يا فقيرى يا مسافرى در راه پيدا شود و محمد مبلغى باو بپردازد اما محمد با اين نحوهٴ تقسيمهم قانع نبوده و ميخواهد بتنهائى همه را بالا بکشد حتى سهم خداوندتعالى را.

جماعت بنى النضير قوم يهودى و بسيار ثروتمند بودند لذا مشيت خداوند بر اين قرار گرفت که بآنها حمله شود. اين حمله انجام گرفت و قوم بنى النضيربدون مقاومت تسليم گرديد و ثروت هنگفت آنها نصيب محمد شد . اين ثروت چشمهاى محمد را کورکرد او يتيمان و فقرا و مسافرين در راه مانده و حتى لشکريان خود را که از بچنگ آوردن اين ثروت هنگفت سهيم بودند محروم ميکند و همه را يک تنه صاحب ميشود . حتما” خواهيد گفت خداوند او را از اين کار منع يا ملامت ميکند، اگرشما هم چنين فکر ميکنيد کور خوانده ايد. ببينيد خداوند عادل چه ميگويد.

سوره حشر آيه ۶ـ هر غنيمتى که خداوند تعالى از جماعت بنى النضير به پيغمبر خود برگردانيد شما براى کسب آنها نه اسبى نه شترى تاخته و زحمت نکشيده ايد. بدون جنگ آن غنائم بدست آمده لذاتمام آن غنائم مخصوص پيغمبر مى باشد! سوره انفال آيه ٢ـ غنيمت مال خداوند تعالى و پيغمبر اوست وهر طور بخواهد قسمت ميکند!

براستى اعمال محمد و خداوندش باورکردنى نيست . قوم بن النضير جماعتى يهودى صلح جو وثروتمند بودند که با محمد دعوائى نداشتند ، ببينيد محمد با اين جماعت چه ها کرد.١ـ آنها را محاصره نمود ، ورود آب و غذا را بر آنها سد نمود. ٢ـ درختان ، زراعت و حيوانات آنان را آتشزد. ٣ـ آنهارا مجبور به نفى بلد کرد. ۴ـ تمام ثروت آنها را يک تنه بالا کشيد و يک سکه هم به کسى نداد. ۵ – و بالاخره زنانى هم براى خود بچنگ آورد. براستى شما چنين فردى را چه ميناميد؟ هيولا؟ شيطان ؟دزد ؟ زن باره ؟ منکه نميتوانم اسمى پيدا کنم که لايق محمد باشد اما جالب تراينکه در سوره رعد آيه ٩ـ او خود را صاحب اخلاق حسنه و صفات نيکو ميداند!

سوره حج آيه ۶ـ در شکم مادر بعضى را کامل و بعضى را ناقص و بعضى را خوش صورت و خوش قدو قامت و بعضى را بد قامت و کوتاه و معيوب خلق کرديم. خداوند قادرو عادل ! نه تنها انسانهاى معيوب و ناقص الخلقه را که مورد ترحم هر انسان شرافت مندى هستند دلدارى نميدهد بلکه از اين کار خود احساس غرور نيز مينمايد ، گوئى در اينجا هم نوعى انتقامجوئى انجام داده است که چنين اظهار رضايت مينمايد. نکته اساسى در اين آيه اينست که انسان قبل از تولد هم بدون اينکه عمل نيک يا بدى ازاو سر زده باشد مورد تجاوز خداوند قرار ميگيرد و ناقص و معيوب زاده ميشود . (اگرمغزپوک محمد دليل بدنيا آمدن نوزادهاى ناقص الخلقه را ميدانست هرگز چنين ادعائى نميکرد)  پس چه فرقى است بين نوزادهاى سالم ومعيوب ؟ اين عدالت و اين ظلم را چگونه ميتوان توجيه کرد؟ جواب اينست که خداوندى وجود ندارد که در اين عدالت بى معنا دخالتى داشته باشد اين سير طبيعى و جبر تاريخ است که البته قبل از وقوع ميتوان مسير آنرا عوض کرد اما بعد از آن بسختى ميشود در آن دخالت نمود .

 

Advertisements