و اينک به نوعى ديگر از انتقامجوئى هاى محمد(خداوند) توجه کنيد:

حضرت سليمان زنان و کنيزان بسيار داشت روزى با خود عهد بست و گفت امشب نزد تمام زنان ميروم و با آنها مقاربت ميکنم تا از هر يک پسرى تازه داشته باشم تا بتوانم بر دنيا حکومت کنم ، حضرت سليمان در اين امر توجهى به مشيت الهى ننمود لذا خداوند هم او را به غضب خود گرفتار نمود وازهيچيک اززنان فرزندى حاصل نشد مگر يکى از آنها که فقط يک تکه گوشت حاصل شد. توجه کنيد که در اين داستان چند نکته قابل بررسى است . اول اينکه ميفهميم که محمد خصيصه زن بارگى خود را از اجدادش به ارث برده زيرا تمام پيامبرانى که از صحراى سوزان عربستا ن سر در آورده اند به همين مرض دچار بوده اند. سليمان نيز مانند ديگر پيامبران داراى حرمسرا بوده است. در روايت است که او داراى ٣٣ زن بوده وتصميم ميگيرد در يک شب با تمام آنها جماع کند. دوم اينکه سليمان يک آدم خودخواه و قدرت طلب بوده و روءياى حکومت جهانى را در سر مى پروراند تا باين ترتيب خودش را ارضاء کند . اما خداوند او را بخاطر اين افکار مذموم و جاه طلبانه مجازات نميکند بلکه بخاطر اينکه اجازه همخوا بگى با زنان را نگرفته و يا بگفتهاى ديگر او را در جهان خوارى خود شريک ندانسته از او انتقام ميگيرد.

سوره ص آيه ٣۴ـ يا محمد حقيقتا” سليمان را به مقام امتحان آورده به بلائى او را مبتلا کرده از آنهمه زنان اولاد نشد مگر اينکه از يک زن پارچه گوشتى بر روى تخت او انداختيم . خد اوند عادل و مهربان !! سواى انتقام جوئى ها و عذابهاى شديدى که شخصا”براى آدميان نازل ميکرده ، پادشاهان و ديکتاتورهاى تاريخ را نيز نماينده خود ميداند و معتقد است که بخت النصر پادشاه مصر ، دارا پادشاه ايران و اسکندر ذوالقرنين (کهف آيه ۶۴) از طرف او ماَموريت داشته اند که از قومى ويا جامعه اى انتقام بگيرند و آنان را به هلاکت برسانند.

سوره بنى اسرائيل آيه ۶ و٨ – بندگان سخت جنگجو و نيرومند خود را بر شما گماشتيم تا اطراف و داخل منازل شما را جستجو کرده و شما را بقتل برسانند و بخت النصر را ماَمور کرديم تا تمام منازل شما را آتش زده و شهر را خراب کند و سپس دارا پادشاه ايران را بر شما قوم بنى اسرائيل مسلط ساختيم تا شما را بهلاکت برسانند. گذشته از آنکه خداوند خود مظهر بزرگترين انتقام جويان و عذاب کنندگان است (سوره طارق آيه ١۵،١۶ و١٧)ين امر بسيار نيکو و پسنديده  را به محمد نيزياد داده و توصيه نموده است . که البته محمد در اجراى اين امر هيچ ترديدى بخود راه نداده و تا سرحد کمال پيشرفته است ، بر خلاف آنچه که پيروانش مدعى اند که محمد از جنگ و ستيز وانتقامجوئى بيزار بوده و صفت غلط مهربان و عادل باو ميدهند. محمد دستور ميدهد که قوم بنى قنقاع و بنى النضير را که يهودى بودند بعلت روى نياوردن به اسلام محاصره کنند پس از چندى بنى قنقاع مجبور به ترک ديار ميشود اما بنى النضير پايدارى ميکند تا آنکه شکست ميخورند و بنا به امر محمد شترهاى آنها را کشته ، نخلستانهايشان آتش زده ، خانه هايشان را خراب کرده آنکس را که خواستند کشتند، و زنانشان را باسارت گرفته و اموالشان را غارت نمودند. و سپس براى موجه جلوه دادن اعمال ننگين خود آيات زير را صادر نمود .

سوره حشر آيه ٣و۴و۵ خداوند تعالى بقدرت کامله خود يهوديان کافر را از ديارشان اخراج نمود اما يهوديان بنى النضير که گمان ميکردند قلاعشان آنها را از عذاب خداوند تعالى حفظ خواهد کرد، اما بامر خداوند تعالى عذاب به آنها رسيده آنها را گرفتار نمود و خداوند تعالى مسلمانان را بر آنها مسلط نمود. بلى اينست ذات و شخصيت پيامبراسلام و رفتار او با اهل کتاب . محمد نه تنها با مشرکين سر ستيز داشت بلکه با اهل کتاب نيز در پيکار است زيرا که اين کشتار و ستيزه جوئى در خون اوست .

 

Advertisements