باز هم از کشت و کشتار، مرگ و هلاکت وعذاب هاى دست جمعى خداوند مهربان !

سوره اعراف آيه ٩٢ـ همينکه قوم شعيب در کفر خود اصرار ورزيدند عذاب بر آنها نازل گشته زلزله اى با صداى مهيب آنها را فرا گرفت درعين سلامتى و آرامش در منازل خود روى زانوهايشان خميده هلاک گشتند و هيچ اثرى از آنها باقى نماند .

سوره اعراف آيه ١۶١ ـ١۶۴ و بقره آيه ۶۵ـ۶۶ آن زمان که يهوديان به احترام روز شنبه تعدى کرده صيد ماهى ميکردند درصورتى که روز شنبه ازصيد ماهى منع شده بودند ،به آنها امر کرديم بصورت ميمون درآمده بآن صورت سه روز مانده همه هلاک شدند.

سوره ذاريات آيه ٣۶ـ يا محمد به قوم لوط چنان عذابى فرستاديم که غيراز يک خانه بقيه ويران و همگى هلاک گشتند. (که البته خانه لوط و دو دخترش سالم ماند).

سوره بنى اسرائيل آيه ١٧ و١٨ـ به هم چنين ازهلاکت قومها و قريه ها سخن ميراند. سوره نحل آيه ٢٧ـ به قوم ابراهيم نيزعذاب نازل گشته و همگى هلاک گشتند. سوره هود آيه ۶١ـ خداوند مهربان باد زهردار فرستاد ، اين باد به دهان و دماغشان داخل شده اعضاى ظاهر و باطنشان را سوزانيد به زمين کوبيده هلاکشان ساخت.

سوره هود آيه ٨٣ـ زمينهاى آنان را زير ورو کرديم به اهل آن قريه در حال خراب شدن از گل خشک شده سنگ بارانيديم به هر کس که ميخورد هلاک ميکرد ، آن سنگها متواليا” مثل باران بر روى آنها ريخته ميشد.

سوره حجر آيه ٧۴ـ بازهم هلاکت قوم لوط . موقع طلوع آفتاب صداى مهيبى آنها را گرفته از شدت آن صدا جگرهايشان پاره شد.

سوره هود آيه ٩۵ـ يا محمد همينکه امرما در باره هلاکت قوم شعيب رسيده عذاب برآنها نازل گشت ، قوم شعيب را صداى شديد گرفت بسبب آن صدا تماما”در منازلشان بزانو درافتاده سينه روى خاک هلاک گشتند.

هيچ عقل سالم و هچ قانون بشرى چنان انتقام جوئى هاى هولناک را براى اشتبا هات جزئى توصيه نميکند مگر خداند تعالى و محمد مهربانش . مثل اينست که کسى را بجرم سوار شدن به اتوبوس عوضى اعدام کنند. اولا” آنکه اشتباه او ضررى متوجه کسى نکرده و اگر بفرض اشتباه سوار شدن اتوبوس از طرف قانون منع شده باشد مجازات آن قتل و سنگسار نميتواند باشد . اين چنين است انتقام جو ئى در اسلام ناب محمدى و متاَسفانه بعد از گذشت قرن ها هنوز شاهد اين نوع انتقام جوئيها از طرف مريدان محمد هستيم که آنرا فقط يک قانون توجيه ميکند و آن قانون توحش است . آيا براستى خداوند بارى تعالى که قادر به هر کارى هست ،واز همه چيز خبر دار است ،تمام خوب وبد عالم در يد اوست چه احتياج دارد که در هر زمان بخاطر هر گو نه اشتباهات جزئى مخلوق خود را چنان شکنجه کند که دمار از روزگار آنان درآورد. مگر انتخاب يکصدو بيست و چهار هزار پيامبر بمنظور راهنمائى بشر و نشان دادن راه درست زندگى نبوده ، پس چراهيچکس راهنمائى نيافته و آنهمه کوشش خداوندو پيمبرانش بلا اثر مانده است . در حقيقت ميتوان گفت فلسفه خداوند و پيامبرانش با شکست مواجه گرديده است زيرا از زمان اولين پيامبر يعنى آدم تا آخرينشان   خداوند نماينده هاى متوالى فرستاده ، راهنمائى کرده، سپس بخاک و خون کشانده و هلاک و نابودشان ساخته و اين دوره تسلسل همچنان ادامه يافته است بدون ذره اى نتيجه جهت خوشبختى وآسودگى بشر.

 

Advertisements