و اما اينکه خداوند ادعا ميکند اگر توانستيد يک آيه مثل قرآن بياوريد ، خيلى مضحک است ، البته که تکرار مکررات و آوردن مشتى خزعبلات و سخنان بى سرو ته مثل جن ، ملائکه، بهشت و جهنم کار هر کسى نيست !! اما بجرات ميتوان کتاب ملا نصرالدين را با ارزشتر از قرآن کريم دانست زيرا حسنش اينست که مردم را گول نميزند، دروغ نميگويد، و باعث بدبختى انسانها نميشود و حيله و نيرنگ ياد نميدهد. بنا بر اين جاى تعجب ندارد که محمد کتاب خود را کتاب نمونه معرفى نمايد. زيرا همين کتاب بود که او را از قعر ذلت به اوج لذت سوق ميدهد. محمد چگونه ميتوانست در زمان خود بر کشور پهناورى مثل عربستان حکومت کند و آنهمه کيا و بيا راه بيندازد. پس او حق دارد که از اين کتاب تعريف کرده و آنرا معجزه بخواند. و اينک مقايسه اى ساده ميآوريم تا معلوم شود آيا واقعا” محمد راست ميگويد که آيات قرآ ن معجزه است وکسى نميتواند به مثل آن بياورد. آيه اى از محمد، سوره ابراهيم آيه ١٧. به شخص ظالم در آخرت در جهنم از چرک و کثافات تن جهنميان و يا از چرک و کثافات آلت زنا کاران مينو شانند. و حالا آيه اى از سعدى.

بنى آدم اعضاى يکديگرند           که در آفرينش ز يک گوهرند

چو عضوى بدرد آورد روزگار    دگرعضو ها را نماند قرار

تو کز محنت ديگران بى غمى      نشايد که نامت نهند آدمى

حالا شما قضاوت کنيد ، وجدانا”کداميک به معجزه نزديکتراست ؟

اقتباس قرآن از ديگر کتابها (تاريخ اسلام ):

آموزش دين اسلام بر مبناى اقتباس قسمتهائى از دين مسيح ، يهود، و بميزان بسيار کمى از تعليمات دين زرتشت بود. ضمنا” تا اندازه اى سنت هاى کهن اعراب نيز وارد ميشد. وجود فرشتگان درجه اول مثل جبرئيل ، مکائيل، عزرائيل، اسرافيل و شيطان که هر کدام ما موريت خاصى دارند از کتاب تورات و انجيل اقتباس گرديده است . داستان آدم و حوا از تورات . اعتقاد به وجود جنها از اعراب پيش از اسلام . اعتقاد به شياطين تابع ابليس از زرتشتيان . وجود خداوند و رابطه او با پيامبر ونزول وحى و تنظيم کتاب آسمانى از زرتشت ، يهود و مسيح .

قرآن رسولانى را که در تورات آمده پيامبر درجه اول ميشناسد مثل آدم، نوح ،ابراهيم، عيسى،و موسى و خود نيز سه نفر به آنها افزوده ا ست مثل شعيب ، هود و صالح . نامهاى برخى ديگر از پيامبران از تورات اخذ شده ازعهد عتيق لوط، ايوب ، هارون،داود، سليمان، الياس، اسحق، يعقوب، يونس، وغيره و از عهد جديد ذکريا، يحيى و مريم . بعضى از پيامبران که نامشان در داستانهاى قرآن آمده بعدها با پيامبران مذکور درتورات يکى دانسته اند مثل ذوالکفل ، خضر و الياس . قرآن نيز نام اسکندر مقدونى (ذوالقرنين ) و لقمان را هم به فهرست پيامبران عادى افزوده است . داستان ابراهيم را با جزئى تغييرات از تورات اخذ نموده . داستان عيسى مسيح با جزئى تغييرات از انجيل . در قرآن داستان ذکريا ويحيى تعميد دهنده طبق روايت انجيل منقول است . افسانه مردن و توقف در برزخ ، وقوع روز قيامت و زنده شدن مردگان و گرفتن نامه اعمال و سپس روانه شدن بسوى جهنم و بهشت از تورات و انجيل گرفته شده است. نظر قرآن در باره دوزخ و حوريان بهشت از نظر ماهيت با نظر زرتشتيان ، يهود و مسيحيان تفاوتى ندارد.

 

Advertisements