سوره سجده آيه ۴٣ـ يا محمد ما اين قرآن را بزبان عرب بر تو نازل کرده ايم همانطور هم که به پيامبران سابق به لسان قوم خودشان کتاب نازل کرده ايم . بجهت عرب بودن  قوم تو بايد حقيقت آنرا درک کرده و ايمان بياورند با اين همه ايمان نياوردند . اگر قرآن را بزبان عجم قرار ميداديم بيشتر از اين انکار کرده بيقين ميگفتند چرا آيات اين کتاب به لسانى که ما بتوانيم درک کنيم بيان نشده است ، چگونه ما خود عرب باشيم ولى کتاب ما بزبان عجم نازل شود ،به چنين کتابى ايمان نميآوريم .

سوره شعرا آيه ١٩۵ـ يا محمد اين قرآن را بسينه تو بزبان عربى فصيح وآشکار نازل کرديم.هر پيغمبربايد بلسان قوم خود مبعوث شده و بهمان زبان کتاب آورد. اگر مدعى نبوت به لسان ديگرى کتاب آورد ولو درآن زبان خيلى متبحر باشد ادعاى او باطل بوده وآن کتاب از درجه اعتبار ساقط است . بنا برنص صريح دو آيه ياد شده ، پيامبر ما فارسى زبانان بايد از قوم ايرانى وفارسى زبان باشد و کتابى که بزبان عربى و گوينده اش از قوم عرب باشد بر ما ايرنيان جايزنيست که باو ايمان آوريم بنا براين قبول دين اسلام براى ما ايرانيان باطل و کتاب قرآن از درجه اعتبار ساقط است . نکته ديگرى که از اين آيات مشهود است همانا قومى و منطقه اى بودن قرآنست نه جهانى بودن آن . سوره يوسف آيه ۴ ـ در حقيقت ما اين قرآن را به لغت عرب نازل کرديم تا شما اعراب معانى آنرا درک کنيد .

سوره شورى آيه ٧ـ يا محمد براى دعوت مردم همين قرآن را به زبان عرب بر تو نازل کريم تا آنکه اعراب مکه و اطرا ف آنرا از عذاب ما بترسانى بلکه ترسيده ايمان بياورند.

طبق تحقيقات استاد بزرگ فرود فولادوند ، بانى دين اسلام و معلم محمد وموءلف و بوجد آورنده قرآن کسى نبوده بجز سلمان پارسى شاهزاده ايرانى که از ايران رانده شده ناچار در دستگاه محمد راه يافته و ساليان درازى را با محمد محمد گذرانده و الحق تعليمات خود را بنحو احسن انجام داده . سلمان نقشه انتقامجوئى وطرح حمله بايران را براى او تنظيم و در دستور کار محمد قرار داد او حتى امان نامه اى با امضاى محمد دريافت کرد که درصورت حملهٴ تازيان به ايران جان و مال وخانواده اش در کازرون شيراز حفظ شود که بنام توافق نامه ميان سلمان ابن فرخ و محمد معروف است که البته اين حمله ١۶ سال بعد از مرگ محمد صورت گرفت.

سوره دخان آيه ١۵ـ مشرکين گفتند محمد از ديگرى تعليم ميگيرد.

برهيچکس پوشيده نيست که محمد با ثروت باد آورده خديجه يکى از بازرگانان سرشناس عرب شد او همچنين سخنورماهرى نيزبود و از مطالب قرآن پيداست که محمد از ادبيات آنزمان و کتابهاى معتبر آگاهى داشته است زيرا بعضى از قوانين اوستا، تورات و انجيل را با کمى دستکارى يا عينا”درقرآن آورده است. طبعا” يک فرد معروف و صاحب معتبرترين کاروان بازرگانى دستيارانى نيز داشته مانند سلمان فارسى عداس رومى وعائش يهودى که هر کدام ازعالمان زمان خود بوده اند و مسلم است که چنين شخصى نميتواند بى سواد باشد. از طرفى درهيچ جاى قرآن اشاره به بى سوادى محمد نشده است و اين مطلب بى سوادى محمد شايعه اى بيش نيست که در اذهان بجاى مانده است .

همچنانکه بارها گفتيم که اين سخنان بى ارزش نميتواند ازآن خداى خيالى که توصيفش رفته است باشد چون پراست ازاشتباهات ، تناقضات و تکرار مکررات و ضعفهاى بسيار. پس محمد سواد داشته و آنرا از ياران نزديکش آموخته و قرآن را نيز خودش پخته است . از طرفى محمد در سوره يوسف آيه ١٠٠ ميگويد يا محمد تو داستان يوسف را در هيچ کتب نخوانده اى ، اگر اين آيه را طورديگرى تفسير نکنيم باين معنيست که تو قادر هستى بخوانى .

 

Advertisements