در جستجوى حقيقت :

مقدمه : سرى يادداشت هائى که در٧۵صفحه اکنون شاهد مقدمه آن هستيد ابتدا در سال ١٩۶۵ ميلادى در همان دورانى که ملت ايران در رفاه و آسايش نسبى وبدون هرگونه اطلاعى از ديکتاتورى مذهبى بسرميبرد تصميم به تهيه آن گرديد و منظوراين کنکاش بررسى محتواى کتاب آسمانى که سينه بسينه بر هر فرد مسلمان ايرانى بارث رسيده و ادعاى رهنمود بشر را تا روز قيامت و حتى بعد از آن به يدک ميکشد بيشتر وتا حد امکان دقيقتر آشنا شوم تا شايد بتوانم از اين راه فرد مفيدترى براى اجتماع باشم ، اما بد بختانه ويا بهتر بگويم خوشبختانه هر چه بيشترغورکردم دلبستگى و ايمانم باين کتاب آسمانى کم و کمتر گرديد.

آنچه که در اين يادداشتها آمده تلاشى بوده جهت شناساندن ماهيت واقعى قرآن براى آنان که مايلند کتاب آسمانى و اسلام عزيز را بهتر بشناسند و کورکورانه دنبال عده اى مغرض و سود جو نيافتند و همانطور که بزرگان راستين اسلام شناس توصيه کرده اند بهترين راه خداشناسى مطالعه قرآن و درک آنست . در اين کنکاش سعى شده قسمتى از آياتى را که با معيارهاى انسانى وعقلانى يک فرد متفکر و خردمند و غير متعصب سازگارى ندارد جمع آورى و در دسترس همگان قرار گيرد.

آنچه که تا بحال از محتواى قرآن بمردم شناسانده شده متاسفانه توسط عده اى مغرض و سود جو بجز چند آيه مشخص و محدود مفاهيم کليه آيات قرآن آنطور که بايد مورد استفاده عموم قرار نگرفته و علت آن عدم آشنائى آنان بزبان عربى و بخصوص در دسترس نبودن و يا به تر بگويم مجاز نبودن ترجمه آن بزبان فارسى قابل فهم براى فارسى زبانان بوده است و اگر معدود کسانى بر اين امر تسلط داشته اند متاسفانه بدلايلى کليه آيات را براى مردم مطرح ننموده اند ، اگر چه قرآن بزبانهاى مختلف برگردانده شده ولى ترجمه آن بزبان فارسى بسيار محدود و در بين خانواده هاى ايرانى بدلايل مختلف متداول نبوده و اصولا” اکثر غريب باتفاق عوام قرآن بزبان فارسى را برسميت نميشناسند . اميد ميرود کسانى که سالها کورکورانه دنباله روى را پيشه خود ساخته و تحمل شنيدن چنين واقعياتى را ندارند بهتر بيانديشند و اگر مطلبى براى آنها قابل درک نيست خود در پى تحقيق برآيند تا صحت گفتار برآ نها روشن گردد و بالاخره آندسته که مايلند در جهل مرکب ابدالدهر بمانند درخواست ميشود از تهمت زدن به خردمندانى که در اين راه تلاش فراوان نموده اند بپرهيزند و از قلب آيات و تفسير واهى جهت حقانيت قرآن دورى جويند .

قابل ذکر است که بعد از توطعه ننگين اسلامى يا قادسيه دوم راد مردان بزرگوارى مانند پروفسور مسعود انصارى ، فرود فولادوند رضا فاضلى و بسيارى ديگر حقيقتا”از طرق مختلف حق مطلب را ادا کرده و مردم را به آگاه سازى تشويق وترغيب نموده اند و بجاست که بگويم اين يادداشتها کاهى است در برابر کوه .

 

Advertisements