زبان قرآن از بسيارى جهات با زبان ادبى شعرعربى يا دقيق ترگوئيم زبان فرهنگ عاميانه قرنهاى ششم و هفتم ميلادى فرق دارد . در قرآن کلماتى ماخوذ از ديگر زبانهاى سامى وجود دارد ، مثلا از زبانهاى عبرى ، آرامى، سريانى و حبشى باستانى بکار رفته است .

سبک ادبى قرآن نيز مقفى است ، اين سبک را عرب سجع مينامند و عبارتست از اينکه آياتى که در کنار هم قرار گرفته اند با کلماتى هم صوت که جانشين قافيه است ختم ميشوند و يا به جملاتى مکرر مانند تهليل سرود پايان مى يابند ، هر چند اين سبک در سراسر قرآن صادق نيست .

در اوايل قرن يکم هجرى بنا به توصيه عمر ، ابو بکر جمع آورى قرآن را به زيدابن ثابت ٢٢ساله که در باز پسين سنين محمد کاتب وى بود ه سپرد . گذشته از آن حافظان قرآن نسخ ديگر از آن تنظيم کردند تا آنکه عثمان دستور داد کليه نسخ جمع آورى گردد و از روى آنها يک نسخه تهيه گردد و اين ماموريت مجددا” به زيدابن ثابت سپرده شد.

باين قرار روايت قرآن عثمان در آغاز از طرف عموم شناخته نشده و لااقل تاقرن چهارم هجرى هنوز نسخى از قرآن که به انشاى ابى ابن کعب و عبداله ابن مسعود بوده رواج داشته است ولى از آنجائى که نسخ اخيرالذکر مرتبا” به امر خلفا و حکام محلى از اشخاص گرفته شده و نابود ميگشتند. چند قرنى نگذشت که روايات ديگر قرآن ناياب شدند و فقط روايت رسمى عثمان باقى ماند و کليه مسلمانان ناچار از اين متن استفاده کردند. زيدابن ثابت در حين جمع آورى و تدوين قرآن با دشواريهاى بزرگ روبرو شد. او نميتوانست موضوع را مبناى تقسيم مطالب قرار دهد زيرا مطالب مزبور مجموعه بى ترتيبى بود از آيات. در اين آيات غالبا” ازموضوعهاى مختلف سخن رفته است. زيد و معاصران او نتوانستند ترتيب تقدم وتاخر تاريخى آيات مختلف را معين کنند. هيچيک از صحابه  تاريخ آيات را بياد نداشت . در بسيارى از سوره ها و آيات مربوط به مواضيع و مسائل متفاوت و مختلف يکجا ذکر نشده بود. زيد که نميتوانست از قطعات پراکنده  متن جامع و مرتبى از لحاظ مضمون و تاريخ نزول گرد آورد مطالب را تقريبا” از روى درازى و کوتاهى سوره ها مرتب کرد و فقط براى سوره اول که حاوى قرائت نماز اصلى مسلمانان است و چند سوره ديگر استسناء قائل شده و سوره فاتحه را در ابتداى قرآن گنجانيد.

دانشمندان متعددى در اين مورد بررسى نمودند تا آنکه بگفته کتاب اسلام درايران (نلدکه ) طبقه بندى جديدى ارائه داد و آنرا به چهار دوره تقسيم نمود. طبق طبقه بندى نلدکه سوره هاى دوره اول يا مکيه همانهائى هستند که زيد بيشتر در پايان قرآن قرار داده . سوره هاى مزبور از لحاظ کوتاه بودن و داشتن وزن سبک ممتاز و در شمار شاعرانه ترين سوره ها هستند و سرشارازاحساسات سوزان ميباشد. موضوع رايج در سوره هاى اين دوره عبارتست از قيامت کبرى و آينده مردگان و داورى مهيب و سرنوشت وحشتناکى که در انتظار بت پرستان و دگرانديشان به خداى واحد است .

بديگر سخن همانا قيامت شناسى يا اسکاتولژى است.

  

Advertisements